[ کاور و ووت یادتون نره نازنازیا :) ]
. . .
کش و قوسی به بدنش داد و به سمت مخالف چرخید...
نور خورشید جوری به چشاش میتابید که انگار قصد کور کردنشو داشت بنابراین تصمیم گرفت تسلیم بشه و چشماشو باز کنه...
با چشاش جای جای اتاق رو انالیز کرد ولی نتونست پسر رو توی اتاق پیدا کنه...
حتما رفته صبحانه بخوره....
بلند شد و با هزاران تلاش و پشتکار ایستاد و کش و قوسی به بدنش داد که باعث شد بالاخره جونگ کوک رو ببینه...
داشت با تلفن حرف میزد...
سمت در بالکن رفت و آروم بازش کرد...
_ خب یه جی ، الان داری چیکار میکنی؟
_ حواست باشه مثل دفعه ی قبل دوباره زیاد لباس نخری. جا براشون نداریم...
_ آره اوکیه . بای بای...
_ خب پس بیدار شدی...
سرشو از منظره ی ساختمونا گرفت و به پسر خیره شد...
تهیونگ سرشو به علامت تایید تکون داد:
برو پایین توی سالن غذاخوری . منم لباس بیرونم رو میپوشم و میام...
گفت و به سمت کمدش رفت و حوله ی سفید گرون قیمتشو در اورد و وارد حموم شد...
بدنس احساس کوفتگی میکرد... انگار که از یه ساختمون افتاده باشه پایین .... آروم زیر آب بدنشو ماساژ داد ولی انگار فایده ای نداشت.
بعد از این اینکه از حمام بیرون اومد با یوجین تماسی گرفت...
_ ا... الو قربان؟
+ الو بیداری؟
_ اره قربان خیلی وقته . کاریم داشتین؟
+ احیانا میتونی برام از پایین چسب فلفلی بدن درد بگیری؟ بدنم کوفته شده و درد میکنه...
یوجین تایید کرد و بعد از قطع تماس به سمت در اتاق رفت...
سونگ هون : کجا میری؟
_ دارم میرم چسب بدن درد بگیرم. تهیونگ بدنش درد میکنه...
+ نیازی نیست . من صبح برای جونگ کوک گرفتم و هنوز چند تاییش مونده. اونم بدکش درد میکرد .فکر کنم کافی باشه.
_عجیبه. نکنه دیشب چیز بدی خوردن یا اتفاقی افتاده؟
در هر صورت چسبو از سونگ هون گرفت و به سمت در اتاق 1363 رفت .
تق تق تق
_ قربان منم . چسب اوردم...
در آروم باز شد و پسر با یه حوله دور پایین تنش درو باز کرد ، چسب هارو گرفت و بعد از تشکر ، در اتاق رو بست.
لعنتی...
بدنش بدجور گرفته بود...
_ باید یه جوری چسب هارو بپوشونم..
به سمت چمدون کوپیکی که اورده بود رفت و کت چرم قرمزشو برداشت...
موهاشو روی صورتش رها کرد و از اتاق بیرون رفت...
دکمه ی آسانسور رو زد ...
YOU ARE READING
Synodic
Action《چرا ؟چرا باید تورو الان و اینجا ملاقات میکردم...ستاره ی من》 ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ بیاین با هم دیگه قدم بزاریم در دنیای مافیا های خشن و پول پرست.مافیا های اصیلی که هیچ کس حتی جرئت به زبون اوردن اسمشونم نداره. اما چی میشه اگه توی همچین جهانی دوتا آلفا...
