[کاور ، کامنت و ووت یادن نره نُوا ی جیگر :> ]
* نتونستم جلوی خودمو بگیرم•-•
•••
نمیدونست به پسر چی بگه ...
بهش بگه اوسکولی؟ آخه حتی از اینم فراتر بود ...
چرا فرار نکرده بود ؟ دیوونس؟
چرا جاخالی نداده بود ؟
اصن چطوری یه جیک هم ازش درنیومده بود؟
دستاش نسبتا کشیده بود و همچنین عضله ای ... آشپز هایی که تهیونگ دیده بود معمولا ظریف بودن...
چطوری کاری کرد که مادام بهش بگه باهات حال میکنم؟
این خیلی غیر منطقیه...
_ آستینتو بده بالا...
اما پسر حرکتی نمیکرد ... به کاشی زمین خیره بود و سعی میکرد تهیونگو در نظر نگیره . که اینم خودش عجیب بود...
_ دارم میگم آستینتو بزن بالا !
"خدایا . استفاده از لحن آلفاییم واقعا انرژی میبره . پسره ی خل . باعث شدی خسته شم ..."
پسر آستینشو بالا داد و دوباره به زمین خیره شد ...
یوجین : ق.. قربان اوردمشون . اینام وسایل کمک های اولیه که خاستین...
_ خوبه بزارشون کنارم... . خب... دی جِی بودی درسته ؟
+...
_آهای با توعم . چرا انقدر احمق و بی پروایی ؟
+ احمق نیستم . فقط نمیترسم . اگر میخاین منو بکشین همین الان وقتشه . یا من میکشمتون...
_ میدونم...
بانداژ رو محکم کرد و بلند شد...
یوجین که هیچ ، به خاطر این حرف از تعجب سکته زده بود و تموم کرده بود داشت با خدا ملاقات میکرد ...
و دی جِی ... خب اون پسر واقعا بی پروا بود...
_ من خبر نداشتم که آشپز تغییر کرده . و این بار اول بود ... میدونی یعنی چی؟
+...
_یعنی تو به عمارت نفوذ کردی... حالا چرا؟ خانواده ی جانگ تورو فرستاده ؟ یا خودت انقدر احمقی که تصمیم گرفتی به عمارت کیم نفوذ کنی؟
+ من دلیلی برای توضیح دادن ندارم . اگر میخای منو بکشی الان وقتشه مرتیکه...
یوجین : حرف دهنتو بفهم امگا ... کسی حق نداره با جناب تهیونگ اینطوری صحبت کنه!
_ یوجین؟! ولش کن... خودم حواسم هست... . وقتی مادام بهت شلیک کرد نفهمیدی؟ یا خودت رو به اون راه زدی؟هوم؟
و شروع به راه رفتن به دور دی جِی کرد ...
روشو به جیمین داد و وسیله ی مورد نظرشو ازش گرفت ...
+ برای چی باید بترسم ؟ در هرو صورت قراره بمیرم . حالا یا به دست تو یا به دست اون مادام لعنتی...
یوجین : پسره ی ...
_ ... . میدونی چیه ؟ دقیقا . باهات هم نظرم . مادام چیزی جز یه گربه که 24 ساعته برای اینو و اون دم تکون میده نیست . ولی بحثو عوض نکن... . تو نمیترسی... ، چون اصلا درد و حس نمیکنی نه؟
ESTÁS LEYENDO
Synodic
Acción《چرا ؟چرا باید تورو الان و اینجا ملاقات میکردم...ستاره ی من》 ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ بیاین با هم دیگه قدم بزاریم در دنیای مافیا های خشن و پول پرست.مافیا های اصیلی که هیچ کس حتی جرئت به زبون اوردن اسمشونم نداره. اما چی میشه اگه توی همچین جهانی دوتا آلفا...
