[ کاور و ووت یادت نره خوشگله:> ]
. . .
به بیرون نگاهی انداخت، آسمون دلش گرفته بود و نمیذاشت دختر از آرامش حاصل از تنهاییش لذت کافی رو ببره...
قلوپی از قهوش خورد و بازدم عمیقی از لذت کشید و به پشتی مبل تکیه داد...
وقتی برادر کوچیک ترش توی خونه نبود ، واقعا خونه آروم بود. نه دادی ، نه عصبانیتی و نه دعواهای خواهر برادری...
هیچ کدوم وجود نداشتن...
قهوش رو خورد و تصمیم گرفت کمی چشم هاشو روهم بزاره...
دینگ، دینگ، دینگ....
عالی بود . حتی الانم گوشیش راحتش نمیذاشت...
گوشی رو برداشت و کلافه دم گوشش گذاشت:
بله؟
_ یه جیییی ، سلام دختر . حالت چطوره؟
+ لیسا؟ سلامممم. کجایی؟ تونستی بیلیت گیر بیاری؟
_اتفاقا برای همین زنگ زدم.شاید باورت نشه ولی هیچ پروازی تا ۱ ماه آینده بیلیت خالی نداره...
دوباره تکیه داد و سرشو روی پشتی مبل گذاشت و لبخندی زد :
اشکال نداره . به نفعت شد . در هر صورت جونگ کوک فعلا عمارت نیست. برای یه کاری رفته پاریس.
_ اوه جدی؟ خب پس یه لطفی بهم میکنی؟ هروقت جونگ کوک از سفر برگشت بهش بگو یه تماسی با من بگیره . یه حرفایی باهاش دارم...فعلا...
+ اوه باشه حتما . خدافیظ...
گوشی رو روی مبل کنارش انداخت و دوباره عقب رفت و تکیه داد. دِم عمیقی از هوا کشید و با یک بازدَم عمیق تر خارجش کرد...
استرس گرفته بود :
فقط امیدوارم نخاد بحث گذشته رو باز کنه...
☆
☆
☆
☆
☆
☆
از زمانیکه وارد هواپیما شده بودن تا الان ، فقط 6 ساعت از پروازشون رو طی کرده بودن و هنوز 14 ساعت تا پاریس راه داشتن...
حوصلشون وحشتناک سر رفته بود و از روی خستگی و بی حوصلگی رایحه های همشون توی بخش vip حس میشد ....
اینم یه مشکل دیگه...
یوجین تمام تلاششو میکرد تا بخوابه ولی خوابش نمیبرد و تمام کار هایی رو که میشد با آی پَدِش انجام بده رو انجام داده بود ...
سوتگ هون اوضاعش بهتر از بقیه بود و مشغول خوندن کتاب هایی بود که از 100 قرن پیش خریده بود ولی وقت نمیکرد بخونتشون...
و البته 2 تا آلفای اصیل....
هر دو کلافه بودن و به ابر های پشت پنجره خیره بودن...
تق تق تق
_ سلام .... سلام آقایون محترم ... برای شام چی میل دارید؟
چشماش به محض ورودش به خاطر رایحه ها برق میزد و به دوتا آلفای اصیل خیره شده بود. اره.... یه امگا ... اونم چه امگایی...
BINABASA MO ANG
Synodic
Action《چرا ؟چرا باید تورو الان و اینجا ملاقات میکردم...ستاره ی من》 ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ بیاین با هم دیگه قدم بزاریم در دنیای مافیا های خشن و پول پرست.مافیا های اصیلی که هیچ کس حتی جرئت به زبون اوردن اسمشونم نداره. اما چی میشه اگه توی همچین جهانی دوتا آلفا...
