ویس میل فرستاده شده در تاریخ ۱۰ آپریل ۲۰۱۲ ساعت ۱۱:۴۷
"سلام...شام دیشب خیلی تو مخ بود و همه ساکت بودن.
خیلی احمقانه و خسته کننده بود.چرا مردم بعد از طلاق جوری رفتار میکنن انگار همو نمیشناسن؟
همه ی این قضیه طلاق احمقانست."
آهی کشید و حرفشو ادامه داد
"دلم برات تنگ شده.لطفا برگرد.
تو تنها کسی هستی که کمکم میکنه از زمانای سخت بگذرم. نمیتونم تنهایی تحملش کنم
هری...من فقط نمیتونم"
DU LIEST GERADE
100 voicemails *completed* [L.S]
Fanfiction"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙...
![100 voicemails *completed* [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/182385270-64-k397765.jpg)