ویس میل فرستاده شده در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۱۲ ساعت ۱۹:۵۶
"امروز اومدم که ببینمت.اینسری مثل سری پیش دیوونه نشدم ولی خب بازم برام سخت بود.
رِیوِن پیشنهاد داد که باهام بیاد ولی من میخواستم که تنها باشم.مامان بابات از قبلش پیشت بودن پس من نتونستم مدت زیادی رو کنارت باشم.
دکترا میگن که هنوزم دارن تموم تلاششونو میکنن ولی اونا همیشه همینو میگن.
من دیگه بهشون اعتماد ندارم...ولی امیدوارم که ایندفعه راست میگن وقتی که میگن تو قراره بهوش بیای.
تو باید بهوش بیای،هری.لطفا."
YOU ARE READING
100 voicemails *completed* [L.S]
Fanfiction"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙...
![100 voicemails *completed* [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/182385270-64-k397765.jpg)