ویس میل فرستاده شده در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۲ ساعت ۱۵:۳۳
"سلام،هری..."
خسته بنظر میومد.انگار داشت از خستگی بیهوش میشد.
"خب،من دوباره رفتم که خانوادتو ببینم.اونا خیلی نگرانتن. همه نگرانتن.من فقط میخوام که زود بیدار شی. لطفا چشماتو باز کن"
أنت تقرأ
100 voicemails *completed* [L.S]
أدب الهواة"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙...
![100 voicemails *completed* [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/182385270-64-k397765.jpg)