ویس میل فرستاده شده در تاریخ ۲۴ آپریل ۲۰۱۲ ساعت ۲۱:۰۹
"میدونی،خانوادت امروز اومده بودن.اونا بنظر...هری،قراره باهات رک باشم.اونا افتضاح بنظر میرسیدن،مامان من بخاطر طلاق افتضاح بنظر میرسه،من افتضاح بنظر میرسم.
میدونی چرا؟همش بخاطر توعه"
زهر توی صداش منو مثل یه تیغ برید و یخ زدم.
با احساس گناه یخ زدم چون چیزی که داشت میگفت درست بود.
"جوری که یه نفر میتونه زندگی اینهمه آدمو بگا بده خنده داره واقعا"
BINABASA MO ANG
100 voicemails *completed* [L.S]
Fanfiction"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙...
![100 voicemails *completed* [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/182385270-64-k397765.jpg)