ویس میل فرستاده شده در تاریخ ۱۱ آپریل ۲۰۱۲ ساعت ۱۵:۰۵
"خب دیشب...خوب و آرامش بخش بود.
کنار تو بودن و حرف زدن باهات.
نمیدونم میتونستی صدامو بشنوی و درکم کنی یا نه"
بعد یه سکوت کوتاه،ادامه داد.
"من احمقانه ترین کار قابل باورو انجام دادم.
باور کنی یا نه،من واقعا بوسیدمت با این امید که اینطوری بیدار شی.
این چیه؟بازسازی داستان زیبای خفته؟
هاها
و البته تو بیدار نشدی
میدونم احتمالا موقع فهمیدن اینکارم خندت میگیره"'
ESTÁS LEYENDO
100 voicemails *completed* [L.S]
Fanfiction"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙...
![100 voicemails *completed* [L.S]](https://img.wattpad.com/cover/182385270-64-k397765.jpg)