کاگیاما:
وایییی دیشب عجب خواب سکسیی دیدم
ها هیناتا لخت اینجا چیکار میکنه؟
فکر کنم هنوز خوابم
بزار دوباره بخوابم شاید بیدارشم
آخ! از دست این پشه های مزاهم-
صبر کن ببینم من الان دردم گرفت ولی هنوز هیناتا اینجاست
ححححاااااااااا
اینجا چه خبره؟!!!____________________
هیناتا:
ههممم.....
چقدر سر و صدا نمیتونم بخوابم
ها..... کاگیاما؟
هیناتا: من کجام ؟
آها فکر کنم دارم خواب می بینم
اینطور نیست کاگیاما؟ فکر کنم الاناست که از خواب-
کاگیاما: نه
ما خواب نیستیم چون من.... دردم گرفت
هیناتا: یعنی من خواب نیستم این واقعیه؟*کاگیاما هیناتا رو بغل کرد*
*هیناتا در حال بغض گرفتن*کاگیاما: آره! ما خواب نمیبینیم
این واقعیه !*کاگیاما هم اشکش در اومد*
_____________________________________
راوی:
همدیگه رو بوسیدن و نوبتی رفتن دوش گرفتن.
رفتن به سمت باشگاه.لباسای تمرینشون رو پوشیدن تا تمرین کنن.
قبل از اینکه وارد سالن بشن هیناتا کاگیاما رو عقب کشید
هیناتا: کاگیاما بیا یه مدّت رابطمون رو مخفی کنیم
کاگیاما: که چی بشه آخرش که باید بدونن
هیناتا: میدونم ولی الان امادگیش رو ندارم.
کاگیاما: باشه پس هر وقت که آماده بودی بهشون میگیم.رفتن داخل.
داییچی: بچه ها چرا انقد دیر کردین؟
کاگیاما: هیناتا حالش بد شد
داییچی: الان بهتری هیناتا؟
هیناتا: ها!؟ چی!؟ نه... یعنی آره خیلی بهترم
داییچی: خب پس اگه مشکلی نیست برگردیم سر تمرینهیناتا: آخخخخخخخخخخخ
تاناکا: چیزی شده؟
هیناتا از ذهنش میگذره نمیتونم بگم بخاطر اینکه کاگیاما کیرش که 5 برابر بادنجونه رو دیشب گذاشته بود توم الان اینطوری شدم باید یه دروغی ببافم
هیناتا:آخخخخ پشتم بد جور درد میکنه چون دیروز از یه جای بلند محکم خوردم زمین الآنم استخون لگنم خیلی درد میکنه
تاناکا: هههههمممممم خب امید وارم خوب بشیهیناتا تو دلش گفت: آخیش از بیخ گوشم گذشت نز دیک بود بفهمه
________________________
کاگیاما:
تمرین تموم شد همه خداحافظی کردیم و رفتیم خونه
سر راه خونه که داشتم میرفتم یهو به فکر دیشب افتادم
ههههااااااا چیز زیادی یادم نمیاد
خب من همیشه همینجوریم یکم که بهش فکر کنم یادم میادها 🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
*بچم از خجالت سرخ شد* 🤭🤭🤭🤭
چی یعنی من....واقعاً...کردم تو.....هیناتا؟هاااااااا چرا یهو انقد همه جا گرم شد ؟
چرا یهو انقدر دلم می خواد هیناتا رو به فاک بدم؟
ولی منکه دیشب این کار رو کردمولی چه چشای خمار قشنگی داشت
یعنی اون چشا مال منن؟
دیگه بغیر از من کسی نمیتونه اون چشما رو ببینه؟ههههههههمممممم اذیتم میکنه
اون امگای منه ولی حتی یه مارک درست و حسابی شم نکردمهاه دیگه کنترلم دست خودم نیست می خوام برم پیشش
________________________
خب اینم رات توبیو خان 😆😆😆😆
بریم پارت بعد ببینیم چطوری هیناتا رو به فاک میده

YOU ARE READING
My alpha
Romance«وضعیت: در حال نوشتن» خب سلام این اولین فن فیکمه و تجربه کافی ندارم که خوب بنویسم و از اون جایی که من عاشق ژانر امگاورسم اومدم هایکیو رو با ژانر امگاورس مخلوط کردم 😁😁😁😁 به شدت اسمات داره 🔞🔞🔞🔞🔞🔞 اونایی با اسمات دار مشکل دارن نخوننش خلا...