part 17

6.1K 637 83
                                        

کاور آپارتمانه ته

رفتیم تو و ته در رو بست

ته : کوک دو ساعت دیگه باید بریم مدرسه
هیچی هم نخوردیم

کوک : خب زنگ بزن یه چیز بیارن کوفت کنیم

ته : اوکی حالا بیا خونه رو بهت نشون بدم

کوک : امم اوک

ته : خب این پذیراییه

ته : خب این پذیراییه

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.

کوک : اهوم نایس

ته : خب حالا بریم اتاقمون رو بهت نشون بدم
کوک : اتاقمونننننننن

ته : آره بیب و اینکه میدونم ذوق زده اب ولی خودتو کنترل کن

کوک : خفه شوووووو من عمراااااا با تو ئه جا بخوابمممم

ته : اوکی کوک ولی تو مجبوری

کوک : ازت بدممممم میاددد

ته : اوه بیبی بوی تو باید این حس و کنترل کنی و با همسر آیندت خوب باشی

کوک : ت...

ته : امروز هم تویه مدرسه به عنوان دوس پسرم تورو معرفی میکنم

کوک : تا کی میخوای من رو عروسک خیمه شب بازیت کنی عوضیی

ته : تا وقتی که رام بشی

کوک : کیم تهیونگ باید این آرزو رو با خودت به گور ببری

ته : بسه دیگه بریم

کوک چشم غره ای به ته رفت و دنبالش رف
تا اینکه رفتن تویه یک اتاق

کوک چشم غره ای به ته رفت و دنبالش رف تا اینکه رفتن تویه یک اتاق

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.


کوک : هوم

ته : بریم حمام رو هم نشونت بدم

بعد از اینکه وسایلشون رو تو اتاق گذاشتن سمت حمام رفتن

_ اینم حمام

کوک : اوکی

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.

کوک : اوکی

یکم رفتن تا رسیدن به یک جایی که تم دارک داشت

یکم رفتن تا رسیدن به یک جایی که تم دارک داشت

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.

ته : اینجا جا یه مورد علاقمه

کوک : یادم باشه نیام اینجا

ته یدفعه کوک رو سمت خودش کشید و به خودش چسبوند

و محکم دستش و پشت کمر پسر قرار داد
و با اون دستش محکم چونه کوک رو گرفت و فشار داد

تا حدی که پسر آخ آرومی از لب هاش بیرون اومد

ته سرش رو سمت گوش کوک برد و از لای دندون هاش غرید

_ تو دیگه ماله منی بیبی بوی پس به نفعته که
مطیع باشی هوم؟

کوک رو ول کرد

کوک هیچی نمیگفت ولی نقشه داشت...

رفتن توی اتاق ....

________________

هی گایز

یکی از ریدر ها شاکی بود که چرا یک پارت آپ کردم

منم یه پارت دیگه براتون آپ کردم

Angry BabyDes histoires addictives. Découvrez maintenant