هیون
رفته بودیم خونه و داشتیم آماده میشدیم و وسایل رو هم آماده میکردیم چون
ته خان همه ی خدمتکار ها رو مرخص کرده بود که کسی بو نبره
وسایل رو حاضر کردیم و رفتیم آماده شدیم تا نیم ساعت دیگه مهمونی شروع میشد
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
{ تیپاشون }
ته : صدا آیفون میاد
کوک : برو در رو بزن
ته : خودت برو
فیلیکس : چقد گشادین خودم میرم
رف پیش آیفون در رو زد
اکیپ ته ظاهر شدن
نام : سلام بچز
بقیه هم سلام دادن و بعد از یک ساعت مهمونی شلوغ شده بود
تهیونگ آهنگ ay Rico Rico رو گذاشت و رفت مشروب سنگینی برداشت و شیشه رو سر کشید
خودم رفتم یه مشروب دیگه برداشتم چند شات زدم
احساس مستی کردم
_ اوپا
هیون : هوم
اومد رو پام نشست
پسش زدم
فیلیکس رو دیدم که داره شات میزنه رفتم سمتش
۰۰۰۰
فیلیکس
دیدم هیون داره میاد سمتم بلند شدم
فی : وای کیم فاک هیونی
هیون : فاکی شدی
کمرمو گرفت من رو سمت خودش کشید
_______
کوک
داشتم با چند تا دختر لاس میزدم و اونور اون
پسره عوضی بود که داشت مشروب میخورد
_ اوپا
+ هوم
_ دوس نداری حال کنی
+ چرا اتفاقا
تهیونگ داشت نگام میکرد
دست دختره رو کشیدم که بریم تو یکی از اتاقا
تهیونگ با عصبانیت اومد سمتم
ته : کجا
کوک : به تو چه
دستم رو کشید
کوک : ولم کن ولم کن
ته : خفه شو
پرتم کرد توی یکی از اتاقا
افتادم روی زمین در رو قفل کرد اومد سمتم
و من هم همون طور نشسته عقب میرفتم
ته : بهت گفته بودم که به هر چی که بخوام میرسم
یکم ترسیدم
کوک : منم بهت گفته بودم که زر اضافی نزنی
یهو هجوم آورد سمتم من رو انداخت روی تخت
رفتم از توی کمد دوتا دستبند در آورد و دست هام رو بست به تخت
شلوار و باکسر م رو در آورد و پاهام هم بست
کوک : چی کار میکنی ولم کن فاکره عوضی
نیشخندی بهم زد و آروم دستش
رو روی دیکم کشید
کوک : نه
شروع کرد م به تقلا کردن ولی فایده نداشت
رفت و یک ویبراتور آورد و گذاشت توی سوراخم
کوک : نه آهه
ته : صدای ناله هات قشنگه
کوک : خفه ....آهه
با گوشیش درجشو زیاد کرد
و داشت میرفت بیرون
کوک : یاااا..
ته : یه ساعت دیگه برمی گردم
و رفت
شروع کردم به تقلا کردن ولی اصلا نمیتونستم
کاری بکنم اون دیوص درجشو هی میبرد بالا
________________
KAMU SEDANG MEMBACA
Angry Baby
Fiksi Penggemarکوک پسر رییس یکی از کله گنده های کره است که توی آمریکا زندگی میکنه . چی میشه اگه بنا بر دلایلی بیان کره و کوک توی مدرسه مدرسه با یه کله گنده مثله خودش آشنا بشه ولی نه یک آشنایی معمولی ژانر : مدرسه ای - اسمات - کمدی - ددی کینک کاپل اصلی : ویک...
