kookmin √

2K 213 23
                                    

🖤سوهان روح🖤

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

🖤سوهان روح🖤

به مناسبت 1k شدن بووک یه کوکمین نوشتم چون که خودم کوکمین شیپر هستم ^_^
...
کلافه دستشو سمت کراواتش برد و شلش کرد چشمی رو برگه چرخوند و بی حوصله ترین امضاش و زد
با صدای تلفن رو میزش دکمه اتصال زد
_ بگو جونگ ها
+ قربان خانم جئون اومدن
متعجب کراواتش و درست کرد
_ همراهیش کن داخل
پرونده جلو روش و بست و منتظر شد با صدای تق در باز شد و قامت خانم جئون ظاهر شد از صندلیش بلند شد و میزش و دور زد
_ خوش اومدین خانم جئون
لبخندی همراه اخم کمرنگی که رو پیشونیش بود به پسر رو به روش زد
+ قدیما اومونی صدام میکردی جیمین
جیمین شرمنده دستی پشت گردنش کشید و با دستش روی مبل تعارف زد
_ چیزی میخورین بگم بیارن؟
+ نه عزیزم راستش اومدم با خودم ببرمت یه جلسه کاری امید وارم وقت داشته باشی
ابرو های جیمین بالا پرید زیاد پیش نیومده بود خانم جئون ازش بخواد با هم جایی برن اونم الان توی این موقعیت
+مشکلی نیست فقط چند لحظه صبر کنید
گفت سمت میزش برگشت پرونده امضا شده رو‌ از میز برداشت و گوشی و سوییچشو تو جیب کت بلندش گذاشت و اونو رو دستش انداخت
کنار خانم جئون ایستاد و دستش و به سمت در گرفت
+ بفرمایید لطفا
از در خارج شدن و جیمین سمت منشی رفت
+ جونگ ها تبلتا پس فردا صادر میشن اینم امضا شد
دختر تعظیمی کرد و پروندرو‌ گرفت
_ خسته نباشید اقای رئیس

توی ون مشکی رنگ نشسته و مدتی میشد که تو‌‌ راه بودن جیمین سعی نکرد بپرسه دقیقا کجا میرن مهم هم‌ نبود شاید به عنوان اخرین درخواست مادر کوک قبولش کرده
+ تا چه ساعتی اونجاییم
_ فکر کنم نیمه شب ، راستش جلسه تو خونه دوستم و من میخوام سهامش و بخرم پدر جونگ کوک سفره و خودت میدونی کوک‌از این چیزا سر در نمیاره بخاطر همین مزاحم تو شدم
  جیمین سری تکون داد
_ این چه حرفیه سهام کدوم شرکت ؟
_ اینسافت
سر تکون داد گوشیش و از جیبش خارج کرد و شماره تهیونگ و‌ گرفت
_ الو ، جیم کجایی
+ تهیونگ لطفا به کوک خبر بده مینی میتونه امشب پیشش بمونه
_ تو‌ کجا میری مگه
جوابشو نداد قطع کرد به دقیقه نکشید که صدای گوشیش بلند شد و اسم ( سوهان روح ) روش خودنمایی میکرد

توی ون مشکی رنگ نشسته و مدتی میشد که تو‌‌ راه بودن جیمین سعی نکرد بپرسه دقیقا کجا میرن مهم هم‌ نبود شاید به عنوان اخرین درخواست مادر کوک قبولش کرده + تا چه ساعتی اونجاییم _ فکر کنم نیمه شب ، راستش جلسه تو خونه دوستم و من میخوام سهامش و بخرم پدر جو...

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
BTS oneshotsWhere stories live. Discover now