e25

15 8 31
                                    

تاعو اروم پشت سر کریس وارد اپارتمانی که کریس خریده بود شد و نگاهی به اطرافش انداخت...

این اپارتمان...
کاملا مجهز بود...

کریس لی هوا رو از بغل تاعو گرفت و به طرف اتاقی رفت...

تاعو هم بی صدا دنبالش رفت
داخل اتاق تمام وسایل اتاق لی هوا از خونه قبلب تاعو اونجا بود ...

البته همراه یه عالم وسایل دیگه...

تاعو نگاهی به اطراف انداخت و اروم گفت
-اینا... وسایل خونه منه؟

کریس لی هوا رو روی تختش خوابوند و اروم گفت
-اره... البته همه ش نه ... میخواستم اینجا رو طوری درست کنم که... خونه هردومون باشه...

تاعو نتونست جلوی لبخندش رو بگیره و چیزی نگفت
کریس ادامه داد
-به علاوه... حیف میشد که همونطور بی استفاده اونجا بمونن مگه نه؟

تاعو هوم ارومی گفت و یکدفعه چشمش به دوتا قاب عکسی که روی پا تختی اتاق لی هوا بود افتاد...
یکی از اون قاب عکسا خالی بود...

اما اون یکی...
یه عکس از لی هوا ، تاعو و زی یانگ بود...

تاعو گیج به طرف عکس رفت و برش داشت...

کریس اروم کنارش اومد و قاب خالی رو برداشت گفت
- وقتی یه عکس سه نفری خوب گرفتیم... توی این میذاریم...

تاعو اروم گفت
-چرا... این عکس اینجاس؟

کریس توضیح داد
-برای من... زی یانگ یه غریبه س که مدتی رو با همسرم ازدواج کرده بوده...

تاعو کمی به خاطر کلمه همسرم کریس سرخ شد ...

کریس به طرفش برگشت و ادامه داد
-اما برای لی هوا... زی یانگ اولین پدری بوده که میشناخته... و برای تو... همسری که دوستش داشتی و دوستت داشته... من... گفتم که میخوام اینجا خونه ای باشه برای هردومون... نمیخوام گذشته ت رو پاک کنم...

تاعو جلو اومد و محکم بغلش کرد...
کریس جا خورد ...این اولین باریه که تاعو خودش بغلش کرده...

کریس هم متقابلا بغلش کرد و بعد اروم همراه تاعو از اتاق لی هوا بیرون اومدند...

کریس رو به تاعو گفت
-دوست داری بقیه جاهای خونه رو ببینی؟

تاعو سرش رو به معنی اره تکون داد و پرسید
-کی اینجا رو اماده کردی؟

کریس توضیح داد
-از همون موقع که قبول کردی همسرم بشی... اروم اروم همه اینا رو اماده کردم... البته هنوز کار داره... فکر میکردم که خانم وو مخالفت کنه با ازدواجمون پس اینجا رو اماده کردم تا بتونیم با خیال راحت اینجا بمونیم... البته فکر میکردم وقت بیشتری دارم...

تاعو اروم گفت
-ممنونم...
کریس نگاهش کرد و تاعو توضیح داد
-ممنونم که... اینجا رو اماده کردی... ممنونم که کنارمی...من...

little princess Место, где живут истории. Откройте их для себя