Part 21:"relationships in different ways!"

632 58 119
                                        

_بذار کمکت کنم

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.


_بذار کمکت کنم..

توی اون لحظه تنها ایده‌ای که از مغز سونگچول عبور میکرد این بود باید امگا رو از درد خلاص کنه. پس بدون هیچ فکری اول از همه در اتاقش رو بست و با خاموش کردن چراغای اضافه‌ی اتاق سمت امگایی از درد به خودش میپیچید برگشت. آب دهنش رو قورت داد و سعی کرد به خودش مسلط باشه.

این اولین باری نبود که سونگچول این کارو انجام میداد اما قطعا اولین باری بود که دست و پاش رو گم میکرد. نفسی گرفت و با وارد شدن رایحه‌ی امگا به ریه‌هاش دست به کار شد. آروم خم شد و بوسه‌ی نرمی رو شروع کرد.

لبهای لرزون امگا رو بین لبهاش کشید و دستش رو روی گونه‌اش گذاشت. با لطافت شروع بوسیدن کرد و سعی کرد تا جایی که میتونه به خودش مسلط باشه. احساس میکرد بیقراری امگا کمی کمتر شده پس همینطور که به بوسه ادامه میداد آروم دستش رو از زیر لباس گشاد جونگهان رد کرد و شکم داغش رو لمس کرد.

دست‌هاش راه خودشون رو به بالا پیدا کردن و با رسیدن به نیپل های پسر کوچکتر و لمس شدنشون توسط آلفا، جونگهان دستش رو روی دست سونگچول گذاشت و گاز آرومی از لبش گرفت‌. لباشون از هم جدا شد و سونگچول نگاهی به چشماش نیازمند جونگهان انداخت.

_ بهم اجازه میدی؟

به آرومی روی لب‌های باریک امگا زمزمه کرد و با سر تکون دادنش، پیرهنش رو بالا داد. زبونش رو روی نیپل پسر کشید و با ناله‌ی کوتاه جونگهان متوجه شد که راهش رو پیدا کرده‌. همینطور که یکی از نیپل هاش رو میبوسید و زبونش رو روش میکشید، با نیپل دیگه بازی میکرد و جونگهان فکر میکرد این از توانش خارجه.

همین حالا هم سر خوردن اسلیکی که ترشح میشد رو احساس میکرد و این کار آلفا فقط باعث میشد لب‌هاش رو از لذت گاز بگیره. سونگچول بالاخره از نیپلای پسر دل کند و شروع به بوسه گذاشتن روی قفسه‌ی سینه‌ش مرد. پسر موبلند از چیزی که فکر میکرد شیرین تر بود و سونگچول احساس میکرد با هر کبودی که روی پوستش جا میذاره بیشتر بهش معتاد میشه‌.

بوسه‌ها و لاو بایت هاش آروم راهشون رو تا زیر ناف پسر پیدا کردن و این باعث میشد جونگهان برای کنترل خودش علاوه بر گاز گرفتن لبهاش به موهای روشن سونگچول چنگ بندازه. در صدم ثانیه سونگچول از روی شکمش بلند شد و با در آوردن تیشرتی که تنش بود اونو سمتی پرت کرد.

NEED A HAND?Stories to obsess over. Discover now