"کمک میخوای؟"
"چوی سونگچول یه مدیر عامله که نیاز داره برای چند ساعتم که شده چشم روی هم بذاره ولی مشکلات خوابش این اجازه رو بهش نمیده.
حالا چی میشه اگه یه امگا که همه از ماساژ های فوقالعادهاش تعریف میکنن باعث بشه رئیس موقع ماساژ یه خواب که مدت هاست...
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
نگاهی به در سرمهای آپارتمان انداخت و هومی کشید. هیچ صدایی از داخل واحد شنیده نمیشد و این باعث میشد کنجکاوی پسر پشت در بیشتر تحریک بشه. پاکت های خرید داخل دستش رو کمی جابهجا کرد و بالاخره زنگ رو فشار داد. چند لحظهای پشت در منتظر موند تا اینکه بالاخره در باز شد.
به محض دیدن فرد پشت در، لبخند بتا محو شد و اخم ظریفی بین ابروهاش نشست. قیافهای که میدید چیزی نبود که بهش عادت داشته باشه. این آلفای ژولیده و اخموی پشت در همون ونووی تر و تمیزی بود که میشناخت؟ زبونش کمی از دیدن آلفا توی این شرایط بند اومده بود پس اول کمی لبش رو تر کرد و سعی کرد صورتش رو به حالت اول برگردونه.
+ آم...سلام؟ اومدم بهت سر بزنم..
با لبخند کج و کولهای گفت و نگاهش رو بین اجزای صورت آلفا چرخوند. ونوو که توقع دیدن بتا رو اون هم این موقع روز نداشت، دستی به پشت کلهاش کشید و از جلوی در کنار رفت تا جاشوآ داخل بیاد.
_ آه..بیا داخل. خوش اومدی..
ونوو با صدایی که به خاطر حرف نزدن طولانی مدت گرفته به نظر میومد بتا رو به داخل دعوت کرد و بعد هم بیصدا در خونهش رو بست. نسبت به اومدن پسر مو کاراملی کاملا خنثی بود؛ پس فقط دوباره سمت میز بزرگ وسط خونه رفت تا پشتش بشینه و به پروندههایی که براش ایمیل شده رسیدگی کنه.
جاشوآ نگاه کلیای به خونه انداخت و با دیدن اینکه خونه هم مثل صاحبش بهم ریخته و شلختهست، ابرویی بالا انداخت و پاکت داخل دستش رو روی کانتر گذاشت. سمت ونوو رفت و با دیدن لیوان های متعدد روی میز سوتی زد.
+ اینهمه لیوان اینجا چی میگه؟ راستشو بگو چند وقته از جات بلند نشدی جئون؟
ونوو دستی به چشم دردناکش کشید و ترجیح داد توجهی به سوزشش نکنه. همونطور که عینکش رو دوباره روی چشمش میذاشت جواب داد.
_ من مشکلی با اینا ندارم. یکم کار دارم که باید بهشون برسم.
حرفش باعث شد جاشوآ چشمی بچرخونه و دست به سینه بشه. اگه بهش جواب نمیداد بتا هم بلد بود چطور ازش حرف بکشه. نگاهی به آشپزخونهی بیروح دوست آلفاش انداخت و لباش رو غنچه کرد.