دستمو کشید و روی یکی از مبلا نشست و منو نشوند رو پاش.
_زین...
+جونم
_ما الان مستیم؟
+من نه ولی تو اره...
با صدای بلند خندیدم.
_بد
+میدونم...
_تو خیلی بدجنسی...
موهاشو محکم کشیدم و اخم کرد.
+تخس...
_بی ادب
+تخس فحش نیست
_هست
+با من لج نکن میگم نیست
حرصم گرفته بود.بلند جیغ زدم و چند نفری که نزدیکمون بودن نگامون کردن.
با اخم گفتم:تخس حرف بدیه
کشیدم سمت خودش و سرمو چسبوند به سینش.
+کوچولوی مثبت...
باز فحش داد؟
_باز فوش دادی؟؟
+نه نه قسم میخورم تعریف بود.
_اها...
یکم شک داشتم ولی باید میگفتم.
_زین...
+جونم...
_میگم...هیچی...
سرم گیج میرفت و صدای توی سرم اکو میشد.
بدنم داغ شده بود.
دستمو گذاشتم روی گوشم تا صدا کمتر بیاد.
+صدا اذیتت میکنه؟
_یکم
سرمو به سینه ی زین فشار دادم.
+توووو...مطمئنی حالت خوبه؟
_اره من خوب...نیستم...
زین خندید و منم دست پاچه همراهیش کردم.
+اوکی پسر خجالتی میخوای بریم بیرون؟
سرمو تکون دادم.انرژیم برگشته بود.
زین لبامو کوتاه بوسید و بهم گفت از روی پاش بلند شم.
***
(زین)
+امممم ما...کجاییم؟!
_اوه بیدار شدی!راستش ادرس خونتو فراموش کردم...توام خوابت برده توی ماشین مجبور شدم بیارمت خونه ی خودم
+اوه
البته که ادرس خونشو فراموش نکردم!فقط نمیخواستم بره...میدونم خودخواهیه ولی خب من همینم کسیم غلط میکنه مشکل داشته باشه.
ابروهامو دادم بالا.
_پیاده شو
+ولی...
_لیام من واقعا فک نمیکنم الان خونه رفتن درست باشه میدونی چی میگم دیگه...
میخواست اعتراض کنه که در ماشینو باز کردم و کشیدمش بیرون و به سمت خونه راه افتادم.
_خب...فک کنم خوش اومدی
پوکرفیس نگام کرد.
_منظورم این بود که واقعا خوش اومدی!
نمیخواست بخنده ولی یه لبخند کوچولو اومد روی لباش که سریع جمعش کرد.
_اشکال نداره تو میتونی بخندی.
+من نمیخواستم بخندم
با چشمای گرد گفتم:تو لبخند زدی...
+نههههه نزدم.اون...اون اخم بود!
دستامو تکون دادم و گفتم:باشه تو راست میگی...
خب نمیخوام این به دعوا ختم بشه یا یه همچین چیزی...
رفتم توی خونه و دستشو کشیدم تا دنبالم بیاد.وقتی مسته خیلی رومخه ولی بازم کیوته و حالتشو دوس دارم...
توی پله ها سه بار نزدیک بود که بیوفته ولی گرفتمش.وای گادا بالاخره رسیدیم به اتاقم...فک نمیکردم زنده برسیم...
نشست روی تخت و دستشو روی ملافش کشید.
+اوهههه
_چیه؟
چندبار روی تخت بالا پایین شد.
+این خیلی نرم و باحالههه
چشماش برق میزدن.
+واهایییییی
خوابید روی تختم و صورتشو توی بالشتم فرو کرد.
لباسامو عوض کردم و کنارش خوابیدم.
مثه یه بچه جیغ کشید.
+زیییییییییی
اروم خندیدم.
_چیه لیام؟
+اینجا خیلی خوبهههههه
با خنده دستمو کشیدم توی موهاش.
_میدونم
+من میخوام همیشه همینجا بمونممممم.
اوه!
_خب...امممم ب...بمون...
+میمونم...
خندید و سرشو از توی بالشت دراورد.
با لبخند موهاشو از توی صورتش جمع کردم.خودشو کشید طرفم و خودشو یه زور توی بغلم جا کرد.
_تو خیلی کیوتی پینو...
+میدونم
حرفای خودمو به خودم پس میده!
_بدجنس!
خندید.
+تخس...
_هیییی من تخس نیستمممم
با صدای بلند قهقه زد.
یه لبخند بزرگ اومد روی لبم.
ناموسن؟
جمع کن خودتووو
به خودم چشم غره رفتم که صدای گوشیم بلند شد.
Now messages from jooje irlandi:هممم از استایلتون راضی بودین مستر مالیک؟
To jooje irlandi:اره خوب بود.مرسی.خوشش اومد و الان اینجاس!
jooje irlandi:مالیک به تمام خوراکیای دنیا قسم میخورم اذیتش کنی میکشمت
To jooje irlandi:این کارو نمیکنم
Jooje irlandi:امیدوارم
گوشیمو انداختم روی میز و بهش(لیام) نگاه کردم که با دقت زل زده بود به طرح تیشرتم.
حتی اگه بخوامم نمیتونم به این کیوتی صدمه بزنم...فقط میتونم امیدوار باشم که وقتی بفهمه بازم باهام مونه؟
صورتشو با دستام قاب گرفتم و اوردم بالا. اروم و از ته دلم لباشو بوسیدم.
با صدایی که از ته چاه میومد گفتم:لعنت بهت لیام پین...ازت متنفرم...(متنفر نیستا اصطلاحه منظورش اینکه دوست دارم)
یه لبخند بزرگ زد که باعث شد خیلی خوردنی به نظر بیاد.
محکم بغلش کردم و اونم سرشو گذاشت روی سینم.
چشمام سنگین شده بود که صداشو شنیدم.
+ولی من خیلی دوست دارم...
محکم به خودم فشارش دادم و یکم بعد خوابم برد.
➖➖➖➖➖➖➖
نایل😍😍
زیام😍😍
همینطور لری😍😍😍
اصن همشون خیلی خوبن😭
و اینکه ببخشید خیلی دیر شد هممون درگیر امتحانات بودیم😅
YOU ARE READING
Fucking School[complete]
Fanfiction+لی من...من متاسفم _متاسفی؟؟؟زین تو میفهمی چی داری میگی...تو و اون دوتا دوست گیت زندگی منو نابود کردین...از اینجا گمشو +باشه قبوله ولی صبر کن فقط یه سوال میپرسم و اگه جوابش منفی باشه واسه همیشه میرم...تو...منو هنوز دوس داری؟؟؟ _نه +نه؟ _نه زین سرشو...
![Fucking School[complete]](https://img.wattpad.com/cover/75110880-64-k376644.jpg)