هری استایلز چت:
+هی چطوری؟
_خوب
+خوبه...میگم تا حالا کلاب رفتی؟
_امممم یه بار؟
+گی کلاب؟
_چی؟ نه😨
+اها...
-چیزی شده؟
+هوم؟نه
_اخه یهو پرسیدی...
+نه همین جوری خواستم بدونم...
_اها
مردم زده به سرشون...
پاشدم حاضر شدم تا برم کالج...
هندفری تو گوشم بود و اروم قدم میزدم که یه ماشین جلوم ایستاد.
+هی لیام...بیا میرسونمت اینجوری که تو قدم میزنی تا فردا صبم نمیرسی
خندیدم و سوار شدم
_دلم برات تنگ شده بود پسر...
+من بیشتر...
سرمو تکون دادم و گوشیمو چپوندم تو جیبم.
+امممم لیام...میشه یه سوال بپرسم؟
_اره حتما
+میگم که...چیزه...
_بگو نایل راحت باش
نگام کرد و سرشو تکون داد.نفسشو محکم داد بیرون و خیلی بی مقدمه گفت:ینی تو و زین باهمین الان؟!
یه لبخند بزرگ زدم
_فک کنم اره...
+لیام...اون اذیتت نمیکنه؟یا ببین...
دستمو گذاشتم رو دستش که روی فرمان بود.با اطمینان و لبخند گفتم:نایل همه چی خوبه برو(bro)...
جلوی کالج پارک کرد و چرخید طرفم.
+من فقط نگرانتم پسر...
_میدونم نایل...تو همیشه کنارم بودی ولی من خوبم باشه...
+پس قول بده اگه کاری داشتی یا مشکلی پیش اومد بهم بگی.باشه؟
_مشکلی پیش نمیاد ولی چشم
چرخیدم که از ماشین پیاده شم.
+اها راستی...
_بله
+از استایلینسونا فاصله بگیر...حس خوبی بهشون ندارم...
با صدای بلند خندیدم و همه ماجرای هری و لویی و اون تکستارو بهش گفتم.
با چشمای گرد نگام کرد.
+امکان نداره
_فعلا که داره...
با گیجی سرشو تکون داد.
+شت!!!
_چیشد؟؟؟!
+ساعت...
_ساعت چی؟
+احمق کلاس...
_فاک
+چی؟
چشماش گرد شد.
_ها؟منظورم همون بود...شت!
+چرخیدن با اون سه تا روت تاثیر گذاشته ها!
چشم غره رفت و دوید طرف سالن کلاسا...
اووووف!
دنبالش دویدم سمت کلاس.
خب این از کلاس اولم که اخرش رسیدیم.
توی محوطه نشسته بودم تا کلاس تموم شه و نیم ساعت بعد دومی شروع شه...
کلاس که تموم شد رفتم سر میزم نشستم.تاملینسون و استایلز نشسته بودن و تاملینسون سعی میکرد به هری بفهمونه هیچوقت نمیتونه با کت و شلوار بره بار حتی اگه با خانوادش باشه...
+باشه لو باور کن فهمیدم
~خوبه
+ولی من هنوزم همونو میپوشم
~فاک.هری...
+خفه شو عشقم...هی لیام چطوری؟
چرخیدم طرفشون.
_خوب...مرسی
یه لبخند خجالتی زدم.
~زین تمام مدت دنبالت میگشت.
هری تایید کرد.
_دنبال من؟؟؟
+اوهوم
~چرا نمیری دنبالش بگردی و بفهمی چیکارت داشت تا من به عشقم بفهمونم با اون لباس بفاک رفته که مثه پارچه ی پرده س نمیتونه بره بار؟
+هیییییییی
KAMU SEDANG MEMBACA
Fucking School[complete]
Fiksi Penggemar+لی من...من متاسفم _متاسفی؟؟؟زین تو میفهمی چی داری میگی...تو و اون دوتا دوست گیت زندگی منو نابود کردین...از اینجا گمشو +باشه قبوله ولی صبر کن فقط یه سوال میپرسم و اگه جوابش منفی باشه واسه همیشه میرم...تو...منو هنوز دوس داری؟؟؟ _نه +نه؟ _نه زین سرشو...
![Fucking School[complete]](https://img.wattpad.com/cover/75110880-64-k376644.jpg)