+لیام؟؟؟
توی جام نشستم.
+بیدار شو صبه...
_بیدارم
+اوکی...پایین منتظرتم
موهاشو مرتب کرد و رفت طبقه ی پایین...
_زین؟؟؟
+اشپزخونم...
دنبال صداش رفتم توی اشپزخونه.
_اممم صب بخیر...
سرشو تکون داد و یه لیوان داد دستم.
ازش خوردم.فاک چه داغهه!
+خوشمزس نه؟!
_همم؟؟ارهههه...
لبخند زدم و پشتمو بهش کردم.
زبونمو اوردم بیرون و با دست بادش زدم.کوفتم شد چرا انقد داغ بوددد!!!!
+لیام؟
چرخیدم و زینو با یه قیافه ی وات د فاک کنارم دیدم.
_خیلی...خوبه...مرسی...
+مشخصه!
خندید و یه لیوان اب سرد داد دستم.
_نه خوبم مرسی...
شونه هاشو انداخت بالا. خودش ابو سر کشید و گذاشتش رو کانتر...
***
هری سوت زد و با صدای بلند گفت:بیا کاپل مورد علاقه ی منم اومدنننن
لو:هرهرهر چقد دوست داشتنی
پوگر نگامون کرد و روشو چرخوند.
هری اروم خندید و گفت:جدی نگیرین یکم عصبیه!
زین:باز چه مرگشه؟؟؟
لویی داد زد:من عصبی نیستمممم
زین:کاملا مشخصه لو...
دستمو گذاشتم رو دهنم تا صدای خندم بلند نشه.لویی نگام کرد و دهنشو باز کرد که فحش بده که شریع دشتامو بردم بالا:ببخشید ببخشید
مثله بچه هی خوب نشستم کنار زین و به لبخند بزرگ نایل جواب دادم.
لو:خبببب کاپل مورد علاقه ی هری میخواین چه غلطی بکنین؟
زین دستاشو برد بالا و کشید عقب:هیییی تومو این میزه نه تخت نمیتونه وقتی اینجوری میپری روش وزنتو تحمل کنه...انسان باش!
لو:واو...مای گاد!زین تو چقد خوب بحثو میپیچونی اصلا یادم رفت داشتم درباره وضعیتت با این عن اقا حرف سوال میپرسیدم!
نایل اومد جلو و گفت:کام ان لو بزار خوشون حلش کنن.با ما چه...
لو:عمرا ! این به ما ربط...
هری:نداره لو..!
لویی جوری چپ چپ نگاش کرد که من بجای هری گرخیدم.ناموسن چجوری باهاش میسازه؟!
هری دستاشو تو هوا تکون داد:تکرار میکنم لو به ما ربطی نداره.بزار خودشون درستش کنن...
لویی انگشت وسطشو برای هری اورد بالا و از کلاس رفت بیرون...
خب مرسی از زین که تمام مدت خیلی ریلکس با ناخوناش بازی میکرد و به همه لبخند میزد.
وات د فاک خب؟!!؟!!
کلاسا که تموم سریع همه چیو چپوندم تو کمد و از سالن زدم بیرون
+هی لی!
چرخیدم و منتظر زینو نگا کردم که میدویید سمتم
+گوشیت رو میز بود
_اوه مرسی...
+میری کافه؟!
_اره
+منم احتمالا عصر با دوستام بیام اونجا و...میبینمت
_اوهوم...
+راستی...
یهو صدای زین با یه صدای دخترونه قاطی شد و تا چرخیدم ببینم چی شده خودشو پرت کرد تو بغلم و لبامو بوسید.فاک دن!!
ESTÁS LEYENDO
Fucking School[complete]
Fanfiction+لی من...من متاسفم _متاسفی؟؟؟زین تو میفهمی چی داری میگی...تو و اون دوتا دوست گیت زندگی منو نابود کردین...از اینجا گمشو +باشه قبوله ولی صبر کن فقط یه سوال میپرسم و اگه جوابش منفی باشه واسه همیشه میرم...تو...منو هنوز دوس داری؟؟؟ _نه +نه؟ _نه زین سرشو...
![Fucking School[complete]](https://img.wattpad.com/cover/75110880-64-k376644.jpg)