(جی:))
د.ا.ن جی
نیکول:"جی؟جی؟پاشو."
اون محکم تکونم میدادو کلافه داد میزد!
جی:"ولم کننن میخام بخابم!!!"
صداش خشی شد:/نیکول:"ینی چی؟!منو اوردی گذاشتی اینجا حالاعم باید برم کلاس دارم!نمیخای منو برسونی؟!"
رومو اونور کردمو بالشتو گذاشتم رو سرم!
خب...اونم مغزش کم کار نمیکنه!
دست ب کار پلیدی زد...هووووی چرا پتو رو میکشی وحشی؟!
اصن لج کن ببینم!
منم لج میکنم هاهاها!
ب تخمم هم نگرفتم و گرفتم خابیدم!
صدا جیغش رفت هوا!نیکول:"جییی پاشو دیگه!!!"
برگشتم...جوری ک سرم رو ب سقف اتاق بود و دستمو گذاشتم رو چشام!فک کردم اینجوری حرص درار تر میشه!!!
زیر لب گفت:"مجبورم کردی جی.."
شت...بدن داغشو رو خودم حس کردم!البته ی سری تکوناعم میخورد...نقشه موفقی واسه بیدار کردن من بنظر میومد!
پاهاشو دورم گذاشته بود و رو شکمم نشسته بود!
سعی کردم تکون نخورم اما وقتی لباشو رو گردنم احساس کردم نتونستم دیگه مقاومت کنم!صدای زمزمه ش حال ادمو بد میکرد:"جی...پاشو!"
دستمو کردم تو موهاش و نازش کردم...نمیدونم چرا ولی خودم نمیخاستم...ناخوداگاه اینجوری شد.
ب خودم اومدم و با دستم از خودم دورش کردم.
جی:"10 دیقه دیگه حاضرم!"
لبخند زد و از روم بلند شد منم سریع از رو تخت بلند شدم و کارامو کردم
لباسامو با یه شلوار شیش جیب سبز و یه کاپشن ابی نازک عوض کردم.
کلامو سرم گذاشتم و سویچو برداشتم.
نیکول لباساشو پوشیده بود و با دیدن من ب سمت حیاط راه افتاد
ی چیزی یادم اومد:"یادت هست ک امشب پارتی ساراست؟"
نیکول:"عاره...بعد از ظهر میرم از تو خونه لباس برمیدارم.ساعت 7 ک کلاسام تموم میشه."
جی:"منم ساعت 7 تمومم."
نیکول:"امم...باهام میای؟"
ماشین ک گرم شد راه افتادم.
جی:"بیام؟"
سوالی نگاش کردم...با لبخند کجی ک رولبم بود
لباشو کشید تو دهنش و ب نشونه مثبت سر تکون دادی لبخند محو زدم و نگاهمو ازش گرفتم.
همه ماشینا تو پارکینگ خونه بودن.ینی همه شون ساعت اولو قراره بپیچونن
اه...بسوزه این حس لنتی!منم الان میگرفتم میخابیدم!
هی...دلت میاد بیشعور؟!؟
لعنت به چی!؟؟
گووووووه نخوریا دیگه!
بعله....خودم دهن خودمو بستم!
ماشینو اتیش کردم و با سرعت تا دانشگاه میروندم...تا ساعت 7 قراره الکی سر کلاسا بشینم...
..........................
ساعت 7
تو ماشین نشسته بودم و منتظر بودم تا بیاد...بعد چن دیقه پیداش شد و سمت ماشین دوید
سوار شد
نیکول:"سلام."

YOU ARE READING
My Ciggarate(Lgbt)
Fanfiction-هرکسی تو زندگیش سیگار داره +من ندارم -چرا داری،سیگار چیزیه ک معتادشی،یه ادم،یه صدا،یه عطر یا یه عروسک شاید...ب هر حال،سیگار تو زندگی هر کسی هست،یه وقتایی بعد یه مدت میفهمی سیگارت چیه،مثلا وقتی عاشق میشی...خب سیگار من خود سیگاره! +میشه دیگه سیگار ن...