قهوه شو روی میز گذاشت و حالا با کت شلوار مشکی شیک و موهای گوجه ایی روبه روی پسر عمو و همکارش نشسته بود .
-موکل من اینه؟
کای سری به معنای نه تکون داد و آیپد رو نزدیک تر کرد و گفت- موکل تو خود رئیس جمهوره
تهیونگ چشماشو ریز کرد و به کای نگاه کرد - چرا رئیس جمهور از بین این همه خدمه و سازمان های امنیتی اومده سراغ کیم جنی؟
کای با تشر به تهیونگ نگاه کرد و گفت-موضوع از امنیت بالایی برخورد داره...و کی بهتر از دختر عموی عزیزم؟
تهیونگ اخمی کرد و به کاناپه ی پشت سرش تکه داد
جنی با بی حالی گفت-خب...چی میدونی؟
کای سری تکون داد و چند عکس دیگه نشون داد - اسم این مرد والتر استواره .... یه بالرین معروفه و عکسا و مدارکی از سابقه ی آمریکا داره که نباید داشته باشه..با ما تماس گرفت و گفت که نمیخواد از این عکسا اخاذی کنه ... هدفش یه چیز دیگست!
جنی نیشخندی زد و گفت-پس مسئله قدرته؟.....قبوله !
کای لبخندی زد و گفت - والتر امشب کنسرت داره..میخوای چیکار کنی؟
جنی لبخندی زد و از جا بلند شد-نظرت چیه باهاش برقصم؟
کای دست به کمر شد و پوزخند زد و به جنی خیره شد و گفت-برای همینه که عاشقت شدم کیم جنی!
تهیونگ چشمایی که ازشون نفرت میبارید رو به کای دوخت
جنی پوزخند محوی زد و با سر به تهیونگ اشاره کرد که بلند شه
پشتشو به کار کرد و گفت-بیا حرف گذشته رو نزنیم پسر عمو....من مال تو نیستم!
تهیونگ نیشخندی زد و جنی کای رو توی اتاق مجلل رئیس جمهور تنها گذاشت
تهیونگ بعد از رفتن جنی رو به کای کرد و با صدای بمی گفت-روز خوش مستر...
*****
+خب...حالا نقشت چیه دتکتیو
جنی پلاستیک بستنی نعنایی رو باز کرد و با ذوق گفت-بهت گفته بودم باله کار میکنم!؟
تهیونگ با شیطنت گفت-براوو...نمیدونستم از این کارا میکنی
جنی پوزخندی زد و گفت-تازه کجاشو دیدی...بهترین بالرین سال ۲۰۱۹ شدم!
تهیونگ دنبال جنی راه افتاد و به طرف صندلی که کنار بستنی فروشی بود رفت
+حالا میخوای چیکار کنی؟
-من باهاش میرقصم!
تهیونگ ابرو بالا انداخت و گفت-چی؟
جنی لیسی به بستنی زد و پاشو روی پاش انداخت و گفت - توی کنسرت پارتنرش میشم...یه آشنا توی پشت صحنه دارم که میتونه کمک کنه!
تهیونگ با هنگ گفت-ی...یعنی تو با والتر میرقصی؟
جنی پوکر به تهیونگ نگاه کرد و گفت-مشکلی داری؟
تهیونگ سری تکون داد
****
-هی آقا....
جانکوک برگشت و با دیدن رزان اخماش توی هم رفت
رز با عصبانیت گفت-بازم که توعی...چی میخای؟
کوک با پوزخند گفت-دنبال فردی به نام لوسیفر مورنینگ استار میگردم !
رز ابرو بالا داد و گفت-لوسیفر ؟....کدوم احمقی به همچین اسمی میزاره روی بچش...هاااا..ببینم منظورت کیم تهیونگه؟
کوک سری تکون داد
رز دست به کمر شد و گفت-وای عالیه...خودش خل بود دوستش هم از خودش خل تر....کیم اینجا نیست
کوک با تشر گفت-یعنی چی اینجا نیست...کجاست اخهههه؟
-مطلع هستی کجایی دیگه....اینجا ادره پلیسه...و ته پلیس نیست
+چه فرقی داره..اونم با کاراگاه کوچولوش دنبال قتله!
رزان ابرو بالا داد و با تردید گفت-کاراگاه کوچولوش؟...هی آقا...من فقط اون رو سر صحنه جرم با کیم جنی میبینم..حالا هم بفرما برو تا دستگیرت نکردم !
کوک نفس عمیقی کشید و گفت-اون کاراگاه کیم اینجا نیست؟...زنگ بهش بزن بگو بیاد
رزان دست به کمر ایستاد و با داد گفت-دیگههه چی؟...امر دیگه ایی نداری؟....بدجور رو مخی....باید بری کلانتری
کوک پوزخند زد و گفت-به چه جرمی افسر؟..ببین کاری نکن کلاهمون بره تو هم
رزان اخمی کرد و گفت- عه .... به جرم تهدید بازرس پلیس..بهم زدن دایره تحقیقات..وایسادن بالای سر جسد...از همه بدتر عصبانی کردن من!
کوک قهقه ایی زد و گفت-وای آدم ها خیلی رو مخن
رزان نفس عمیقی کشید به دست کوک دستبند زد
اما کوک توی یه چشم به هم زدن از جلوی چشم رزان برای بار دوم غیب شد
****
_همین جا نگه دار
به تهیونگ گفت و تهیونگ ماشین رو خاموش کرد جنی پیاده شد و به طرف استادیم رفت
با دیدن جیسو که در حال بردن لباس های باله به اتاق پرو بود جیغی زد و بغلش رفت
جیسو که کمی هنگ کرده بود و بعد با دیدن جنی اون هم جیغ زد و گفت - جنیییی...اینجا چیکار میکنی؟
جنی نفس عمیقی کشید و پرونده رو برای جیسو توضیح داد
جیسو با تعجب گفت-من از اولش میدونستم والتر یه کاسه ایی زیر نیم کاسش داره!
جنی سری تکون داد و گفت-حالا میخوام امشب به عنوان پارتنرش باهاش برقصم...و بعد هم پرونده رو حل کنم
جیسو سری تکون داد و گفت-شانس اوردی هنوز پارتنری انتخاب نکردیم ...
جنی سر تکون داد و زیر لب گفت-خوبه
جیسو به تهیونگ که پشت سر جنی بود نگاهی کرد و گفت-اون آقا هم با توعه!؟
جنی که تازه یادش اومده بود تهیونگ همراهشه گفت-عا..اره...اون همکارم...کیم تهیونگه توی پشت صحنه یا سالت میمونه و نظارت میکنه !
جیسو سری تکون داد و جنی و تهیونگ رو به اتاق پرو برد
+حالا چیزی از باله یادت میاد؟
جیسو از جنی پرسید و دامنشو براش محکم کرد
جنی جواب داد-با اینکه دوساله کار نمیکنم...ولی اره یادمه
جیسو - خب..محض اطلاع...اول با دریاچه قو باید برقصی..بعدم با یه آهنگ رندم که فکر نکنم مناسب باله باشه
جنی سری تکون داد و از اتاق پرو بیرون اومد
تهیونگ با شیطنت گفت-اولا لا ..دتکتیو....جذاب شدی
جنی تک خنده ایی زد و به طرف کفش های باله رفت
تهیونگ به جیسو نگاه کرد و گفت-بقیه شک نمیکنن ؟
جیسو سری به معنای نه تکون داد و گفت-این اولین اجرای این ماهه و ما پارتنر والتر رو لو ندادیم..یه اجرای نمایشیه برای اوکی بودن همه چیز..اجرای های بعدی اصلی ها هستن...که فکر نکنم والتر بتونه بیاد
جنی لبخندی زد و روی پاهاش ایستاد و بند کفش های سفید رنگشو بست
-اسم نمایشی چی باشه؟
تهیونگ سریع جواب داد-لوسیفر مورنینگ استار؟
جنی ابرو بالا داد و گفت-ستاره صبحگاهی؟....ببینم این اسم استیجه؟
تهیونگ پوزخندی زد و گفت- نمیدونم...اسم یه شیطانه !
جنی سری تکون داد و گفت-نه...خوب نیست...همون جنی بهتره !
جیسو دست به کمر ایستادو گفت-ولی اینطوری میشناست!..تو یه کارآگاه معروفی
جنی موهاشو بالا داد و همونطور که به طرف اتاق میکاپ میرفت گفت- نور پردازی سالن اپرا به تهیونگ بستگی داره!
****
زیر لب فحشی به بردارش داد و روی سکویی نشست و سیگارشو روشن کرد
-هی آقا.....اینجا سیگا کشیدن ممنوعه
کوک به دختر مو چتری که لپ های زیادی داشتو لباس اسب تکشاخ پوشیده بود نگاه کرد
+اونوقت چرا؟
دختر بچه لپاشو باد کرد و گفت -چون که اینجا پیش دبستانیه .... و خاله ی منم پلیسه و ترو دستگیر میکنه!
کوک پوزخند صدا داری زد
دختر بچه دوباره گفت-اسمت چیه؟
جانکوک که عصبانی از لوسیفر بود با بی حصلگی گفت-جئون جونگکوک...ملقب به آرمین¹!
بچه با لکنت گفت-ج..یون...گوگ...جونبوک..بوکگوگ ...آه...بگذریم...اسم منم کریستاله
و بعد دست کوچولو شو رو به روی کوک دراز کرد .
کوک سیگارشو له کرد و گفت-ازت خوشم نمیاد بچه...
کریستال شونه بالا انداخت و گفت- چرا ؟
کوک گفت-یاد یه هرزه میوفتم
کریستال گردن کج کرد و گفت-هرزه دیگه چیه؟
کوک نیشخندی زد و گفت-هرزه کسیه که هرشب و روز با یکی میخوابه
کریستال با تردید گفت-منم شبا پیش خالم ... و دوست خالم میخوابم .
کوک که از کریستال خسته شده بود گفت- نه منظورم اون جور خوابیدنا نیست
کریستال دستشو بهم زد و گفت - منظورت خوابیدن به همراه بالشت بازیه ...منو دوست خالم هرشب بالشت به هم پرت میکنیم ...حقیقتا دوست خالم هم از من خوشش نمیاد...کیم جنی از من متنفره !
با اسم کیم جنی کوک سریع به دختر نگاه کرد
+ببینم تو خواهر زاده همون پلیسه رو اعصابی؟
کریستال کلاهشو سر کرد و گفت- پاک رزان؟...عو عاره اون خالمه...خیلی جذابه مگه نه؟
کوک پوزخندی زد و گفت- جذاب؟...نه اصلا...خیلی رو اعصابه
کوک با صدای سرفه به پشت سرش نگاه کرد و دوباره افسر پلیس رو دید
_کریستال عزیزم نظرت چیه بریم؟
کوک گفت-بهتره خواهرزاده رو مختو جم کنی
کریستال توی بغل رزان پرید و گفت-کوک هم با ما میاد؟
رزان دندوناشو روی هم فشار داد و گفت - کوک با ما میاد...البته کلانتری
کوک دست به کمر ایستاد و گفت-تو نمیتونی منو کوک صدا کنی...من جئون جونگکوک فرشته ی نگهبان شیطان عم!
رزان سری تکون داد و گفت-عاها...منم نارسیس شاهزاده یونانی هستم!
کوک جوابی نداد و رزان پوفی کشید - بیخیال....بریم کریستال
کریستال گفت -وایسا خاله...ما چند نوع خوابیدن داریم؟
رزان با تردید گفت-چی؟
کریستال گفت-کوک گفته هرزه کسیه که با یه نفر میخوابه ... و منم گفتم که با تو میخوابم...
رزان با عصبانیت به کوک نگاه کرد - میخوای آموزش چیزای غیر اخلاقی هم به گناهت اضافه کنم؟
کوک پوزخند زد - گناه رو تو نمینویسی...مادرم مینویسه...بعدشم...کریستال دوسال دیگه میفهمه ... حالا هم زنگ بزن کیم جنی
رزان نفس عمیقی کشید و گفت-بسه...راه بیوفت...باید بریم کلانتری
کوک با داد گفت-تو متوجه نیستی....تعادل جهان داره به هم میریزه....اگه شیطان نباشه...جهان نابود میشه ... تهیونگ باید برگرده به جهنم .... پس همین الان زنگ بزنننن
رزان نفس عمیقی کشید و گفت - جنی امشب اجرای باله برای یکی از پرونده ها توی سالن اپرای شرقی داره...فقط شرتو کم کن
کوک زیر لب تشکری کرد و سریع از اونجا دور شد
¹آرمین یا همون کوک اسم فرشته ی نگهبان شیطانه...و کوک اسم تقلبی آرمینه
******
ساعت ۱۱ شب:
نفس عمیقی کشید و به پشت صحنه که عین جت اینور و اونور میرفتن نگاه کرد
+استرس داری دتکتیو؟
جنی سری تکون داد و به تهیونگ که با خیال راحت گوشه ایی وایساده بود نگاه کرد
-مواظب نور باش...اون نباید چهرمو ببینه!
تهیونگ سری تکون داد و گفت-شما لب تر کن !
جیسو با استرس سمت جنی رفت و گفت-اماده ایی دختر؟
جنی سر تکون داد
جیسو نگاهی به تهیونگ کرد و گفت-بهتره بری ردیف اول بشینی...من خودم حواسم به نور پردازی هست
تهیونگ سری تکون داد به جنی گفت -موفق باشی دتکتیو
جنی لبخند گرمی زد و بعد از رفتن تهیونگ با جیسو به سمت استیج رفت
***
ردیف اول نشست و به استیج آبی و سفید نگاه کرد
طولی نکشید که احساس کرد کوک بغل دستش نشسته
+اینجا چیکار میکنی جئونکوک؟
کوک نگاه برزخی به تهیونگ انداخت و با عصبانیت گفت-همه جارو دنبالت گشتم...بچچچ معلومه کجا بودی؟
تهیونگ ریلکس جواب داد - پرونده حل میکردم و زندگی میکردم
کوک با داد اما اروم گفت -لوسیفر به خودت بیاااا....تو داری نابود میشی
تهیونگ انگشتاشو تکون داد و گفت - ولی من سالم و جاودانم
جانکوک اروم گفت-کاری نکن مادر جیهوپ ¹ رو بفرسته!
اما تهیونگ متوجه حرف برادرش نشد
چون چشماش محو فرشته ی سفید پوش رو استیج بود
جنی با لباس سفیدش چیزی از اناهیتا کم نداشت
نه تنها تهیونگ
تمام سالن به دختر زیبایی که با والتر میرقصید زل زده بودن
الماس های گرون قیمت دامن جنی با هر چرخشی به اندازه ی ماه توی شب تاریک میدخشید و چشمای سیاهش با لباس سفیدش تضاد ایجاد کرده بود
و قطعا موسیقی دریاچه قو و عاشق شیطان با رقص جنی باعث میشد قلب هزاران نفر توی سالن از جمله تهیونگ به تپش بیوفته !
(میتونین آهنگ رو دانلود کنید و همونطور که این بخش رو میخونین به آهنگ گوش بدید )
CZYTASZ
Black Devil
Fanfictionشیطان هایی با نقاب انسان🥀 mistress of the devil ⭑Black angel⭑ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄 𝑨𝒅𝒗𝒆𝒏𝒕𝒖𝒓𝒆 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 : 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 𝑺𝒂𝒅 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 𝒓𝒐𝒔𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 Chapter One : 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊�...
