Part 12; Triplet Glue.

10.9K 1.3K 455
                                        

پــارت دوازدهــم؛ چــسـب سـه‌قـلــو.

جونگ‌کوک شونه‌هاش و بالا انداخت و توضیح داد:

_ما دو سال با هم بودیم، توی این مدت حتی اگر مورچه هم بود، بهش یه مقدار وابسته می‌شدم؛ یانگ‌می که دیگه آدمه.

تهیونگ که بیشتر از قبل گیج شده بود، چاپستیکش رو پایین گذاشت و مجدد پرسید:

_این یعنی ناراحت شدی؟

جونگ‌کوک کوتاه خندید و سرش رو به عقب پرت کرد.

_خدایا... چطور این‌قدر کیوتی؟ این یعنی بعد از کات نبودش احساس می‌شد قندعسل؛ ولی هیچ‌وقت ناراحت یا پشیمون نشدم. ما برای هم مناسب نبودیم.

پسر کوچیک‌تر به‌خاطر شنیدن بخش اول حرف موبلوند، دستش رو خجالت‌زده پشت گردنش کشید و نگاهش رو به‌ سمت دیگه‌ای داد.

_برای همین مشکلی با اینکه من باهاش باشم نداری و کمکم می‌کنی؟

_تاحالا بهت کمک کردم؟

جونگ‌کوک با خنده گفت و به‌سمتش قدم برداشت. این باعث پسر مونقره‌ای به چشم‌هاش تاب بده و شونه‌هاش رو بالا بندازه.

_به‌صورت زبونی، آره.

پسر بزرگ‌تر که حالا روبه‌روی تهیونگ نشسته بود، سرش رو متفکر تکون داد.

_همم، منطقیه؛ اما کی گفته مشکلی ندارم؟

چشم‌های دانشجوی ادبیات به‌سرعت گرد شدن و سرش رو کمی عقب برد.

_تو... نمی‌خوای یانگ‌می با من باشه؟

جونگ‌کوک لبخند زد و سرش رو به نشونهٔ منفی تکون داد.

_عاعا! من نمی‌خوام که «تو» با یانگ‌می باشی خوشگلم.

پسر سال‌پایینی گیج‌تر از قبل شد. اخم کمرنگی کرد و زمزمه‌ کرد:

_منظورت...

_به زبان ساده‌تر، نمی‌خوام با هیچ‌کس دیگه‌ای هم باشی.

تهیونگ کمی معذب شد.

_چرا؟

نمی‌دونست چرا؛ اما توی اون لحظه دلش می‌خواست جوابی مثل:« حسودیم می‌شه» یا یه همچین چیزهایی بشنوه و جونگ‌کوک رک‌تر از اونی بود که لقمه رو دور سرش بچرخونه!

_واضح نیست که ازت خوشم میاد پتال؟

اون زیادی یهویی و فراتر از خواستهٔ درونیش بود؛ اما تهیونگ کی بود که در مقابل اون لحن سست نشه و نفسش رو نامحسوس به بیرون فوت نکنه؟

پسر سال‌بالایی وزنش رو روی یک دستش انداخت و بهش تکیه زد.

_تاحالا بهم به‌عنوان یه پارتنر فکر کردی ته؟

Signor Ex (Kookv)Cerita yang bikin terobses. Temukan sekarang