پــارت ســیـزدهـم؛ بــشـیـن روی صــورتـم.
احساس حماقت داشت. اون لعنتی گفته بود دیر برمیگرده و تهیونگ هم بعد از باور کردنش، روی تختش خودارضایی میکرد؟
انتظار داشت جونگکوک حداقل یهکم بهخاطر دیدنش توی اون موقعیت احساس خجالت کنه و از اتاق بیرون بره یا روش رو برگردونه؛ اما پسر بزرگتر بعد از اینکه از شوک خارج شد، لبخند کجی روی لبهاش نشوند؛ کامل وارد اتاق شد و در رو پشتسرش بست.
چشمهای پسر مونقرهای کمی درشت شدن و وقتی متوجه شد اونقدر هول کرده که حتی نمیتونه باکسرش رو مرتب کنه، بالشت جونگکوک رو از پشتش برداشت و روی پایینتنهاش گذاشت.
_چ... چکار...
_پسر کوچولو داره روی تختم با خودش ور میره و من باید برم بیرون؟
موبلوند این رو درحالی گفت که بهسمتش قدم برمیداشت و اون لبخند هنوز روی لبهاش بود.
_آآآه... فاک!
قبل از اینکه تهیونگ حتی لبهاش رو از هم فاصله بده، صدای نالهٔ پسر توی پورن باعث شد چشمهاش رو روی هم فشار بده.
ابروهای جونگکوک بالا پریدن و قبل از اینکه پسر کوچیکتر بتونه موبایلش رو از کنارش برداره، به تخت رسید و اون رو قاپید.
نگاه کوتاهی به پورن درحال پخش انداخت. ویدئو از زاویهدیدِ پسر بود؛ دختری جلوی پاهاش خم شده و درحال کشیدن زبونش روی عضوش بود.
لبخندش پررنگتر شد و بعد از قفلکردن صفحهٔ گوشی، اون رو بیاهمیت کناری گذاشت.
درحالی که از بالا به تهیونگِ شوکه نگاه میکرد، کت چرمش رو آهسته از تنش خارج کرد و روی زمین انداخت.
_پس این چیزیه که دوست داری؟
کمی روی صورتش خم شد و سرش رو بهطرفی کج کرد.
_دوست داری یکی واسهات لیسش بزنه پتال؟
دانشجوی سالپایینی فقط با بیچارگی بالشت رو کمی روی پایینتنهاش جابهجا کرد و نالید:
_جونگکوک، برو بیرون! یا حداقل... توی حموم، نمیدونم؛ فقط اونطوری زل نزن بهم که انگار میخوای بخوریم!
پسر موبلوند یکی از دستهاش رو نوازشوار روی موهای تهیونگ کشید و بهسمت گونهاش برد. زانوی راستش رو روی تخت گذاشت و بیشتر از قبل بهسمتش خم شد.
_باهوش شدی قندعسل...
پسر کوچیکتر سرش رو عقب برد تا دستِ جونگکوک ازش جدا بشه؛ اما اون این بار چونهاش رو توی دست گرفت و به صورتش نزدیکتر شد.
نگاهش رو از چشمهای پسر گرفت و بهسمت لبهاش کشوند.
_تو تحریک شدی، مگه نه؟ دیدمش... میتونم کمکت کنم خوشگلم.
YOU ARE READING
Signor Ex (Kookv)
Fanfiction← آقای اکس تمامشده. ✔️ تهیونگ روی همدانشگاهیش کراش داشت؛ اما برای اعتراف زیادی خجالتی بود و چه کسی بهتر از دوستپسر قبلی اون دختر میتونست بهش کمک کنه؟ +خیلیخب آقای اکس، حالا چکار کنم؟ _برای شروع، دو قدم بیا جلوتر پتال! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه...
