Part.10.

39 12 0
                                        

اولین بارون پاییز شروع به نم نم باریدن کرده بود و هوای گرفته‌‌ی ونیز رو اونقدر غم انگیز کرده بود که  تمام ساکنان اون شهر در غم جدایی اون دو شریک شده بودند

اینبار بارون باریده بود و اما جانگکوک قرار نبود با هیجان به تهیونک اصرار کنه که توی کانال اب قایق سواری کنن‏
بارون باریده بود اما تهیونگ قرار نبود جانگکوک رو در آغوش بگیره و توی تراس خونه‌ی کوچیکشون باهم آهنگ گوش بدن
بارون باریده بود اما جانگکوک قرار نبود با سرعت از گلفروشی اونطرف پل لاله بخره و زیر بارون به تهیونک بدتشون
بارون باریده بود اما اینبار اون دو تبدیل شده بودند به دور ترین رویای همدیگه

تهیونگ به آرومی از جانگکوک فاصله گرفت و پشتش رو به اون کرد
با قدم های بلند از جانگکوک دور شد و به پشت دور ترین دیوار نزدیک پل رفت و کم کم از جلوی چشم های پسر کوچکتر محو شد

جانگکوک با درموندگی روی زمین زانو زد و دست هاش رو به آجر های زبر پل تکیه داد
اشک هاش همراه با قطرات بارون روی زمین می‌بارید و توی آب درحال حرکت از روی پل محو میشد

تمام لباس هاش بخصوص شلوارش کاملا خیس و گلی بود
تمام اون اطراف خالی از مردم بود و تک و توک افرادی از پنجره خونه‌هاشون به بیرون خیره شده بودند و مطمئنا گریه های اون پسر از نگاهشون جا نمونده بود

دو ساعت کامل از تمام اون اتفاقات گذشته بود و تهیونگ همچنان از پشت دیوار یکی از کوچه های باریک به معشوقه‌ی درد کشیدش نگاه میکرد
جانگکوک بعد از دقایق طولانی اشک ریختن و گاهی فریاد زدن و لعنت فرستادن به اقبالش نزدیک به یک ساعت و نیم بود که به گوشه‌ای از پل تکیه داده بود و با صورت بی حس به جریان آب کانال نگاه میکرد
گاهی چند قطره اشک از چشم هاش جاری میشد و روی گونه هاش خشک میشد
نزدیک به یک ساعت بود که بارون قطع شده بود و سرمای بدن جانگکوک حتی از دور هم حس میشد

تهیونگ تمام اون مدت رو پا به پای جانگکوک اشک ریخته بود و از پشت اون دیوار سرد به تمام اتفاقات نگاه کرده بود
اما دیگه باید اونجا رو ترک میکرد و قبل از برگشتن جانگکوک به خونه وسایلش رو جمع میکرد و اون شهر و شریک پنج‌ ساله‌‌ی زندگیش رو رها میکرد

کلید توی در انداخت و در رو باز کرد
وارد خونه‌ی کوچیک و تاریکی که بعد از دو سال باید ترکش میکرد شد
پنجره ها باز مونده بودند و پرده ها به واسطه‌ی باد شدید بیرون تکون می‌خوردند
اباژور کنج خونه رو روشن کرد و نور گرم زرد رنگی قسمت گوشه‌ی خونه رو از تاریکی در آورد
پنجره ها رو بست و شومینه کنار اتاق رو روشن کرد
کمی اطراف رو مرتب کرد و پتوی کوچیک سبز رنگ رنگ رو روی صندلی کنار شومینه صاف پهن کرد
دمنوش بابونه مورد علاقه‌ی جانگکوک رو آماده کرد و توی فلاسک مشکی رنگ ریخت و کنار شومینه گذاشت
گل های خشک شده‌ی توی گلدان شیشه ای رو دور انداخت و دسته گل رز سفید رو جایگزین اون شاخه های خشک و بی رنگ و رو کرد
کمی آب توی گلدان ریخت تا گل ها مدت بیشتری سالم بمونند

NEXUS | VKook Where stories live. Discover now