درود!
میخواستم این پیامو داخل مسج بوردم بذارم اما میدونم خیلیاتون فقط کتابو توی لایبرریتون دارید پس همینجا میگم که برای همه اطلاع رسانی بشه.
من هیچوقت این بوک رو نصفه رها نمیکنم. چون شخصیتای داستان که توی ذهنمن هیچوقت اروم نمیگیرن اگر تمومش نکنم. میدونم کلا برای نوشتن این داستان وقفه زیاد داشتم اما همهی وقفههام دلایلی داشتن.
این یکی هم دلیل داره. من هفتهی دیگه دو تا ازمون شدیدا مهم دارم و دارم براشون درس میخونم. این دو تا ازمون که تموم بشن، من کارم سبک نمیشه ولی از نظر فکری دیگه کمتر درگیر درس و کاره ذهنم. پس بعد از اون دو تا ازمون حتما میام و اپ کردن داستان رو دوباره شروع میکنم هرچقدر هم که سرم شلوغ باشه.
چپتر بعدی رو هم نصفه نوشته بودم ولی خب هنوز کامل نشده وگرنه آپش میکردم.
مخلص کلام، این داستان هیچوقت نصفه رها نمیشه مگه اینکه من بمیرم.
تا بعد، بدرود!
-شولانا

أنت تقرأ
سومین نفر(زری استایلیک)
أدب الهواة"فکر میکردم راه فراری پیدا کردم، فکر میکردم خونهم رو پیدا کردم، اما تو هیچوقت دست از سرم برنمیداری، نه؟"