6.🐇Bunny & Him🐕

423 13 3
                                        

نویسنده:Rabisworld02

مترجم:Tania kh

وانشات کاپلی:ته‌جین

ژانر:فلاف،تخیلی،هایبرید،امپرگ

.............................................

کیم تهیونگ توی کامپیوترش چیزی تایپ میکرد و به آرومی از قهوه ای که کنار لپ تاپ گذاشته بود می‌خورد.نگاهی به ساعت انداخت که دقیقاً 1 نیمه شب رو نشون میداد.آه کشید،به صندلی تکیه داد و چشمهاش رو بست.معاون رئیس پلیس یه شهر بزرگ کار آسون نیست.

حتی اگه توی تعطیلات آخر هفته باشی...هنوز یه سری کارها برای انجام دادن داری.غیر از اون باید به کارهای کمپانی پدرت که 2 هفته پیش فوت شده و تو تنها وارثشی هم رسیدگی کنی.حتی تهیونگ بعد اون باید بررسی کنه و مطمئن بشه توی هردو کارهاش اختلال ایجاد نشده باشه.اون گاهی به این فکر میکنه باید از مقام معاون رئیس پلیس بودن دست بکشه و روی صندلی ریاست کمپانی بنشینه،اینطوری حداقل برای خودش تعطیلات داره و میتونه نفس راحت بکشه.

اون سرش رو چرخوند و از پنجره نگاهی به بیرون انداخت.به طرز وحشتناکی داشت بارون میبارید و گاهی رعد و برقی هم میزد و این وسط تهیونگ نگران آدمهای بی‌خانمان و گربه ها و سگهای خیابونی بود.
تهیونگ خیلی دلش میخواست بره توی تختش و چند ساعت راحت بخوابه ولی متأسفانه صدای رعد و برق بهش اجازه نمیداد...زیادی پر سر و صدا بود.

تهیونگ شقیقه هاش رو فشار داد.داشت سمت آشپزخونه میرفت تا یه فنجون قهوه دیگه هم برای خودش بریزه که صدای کوبیده شدن چیزی به در اومد.حتماً باد چیزی رو شدیداً به در خونه کوبیده بود ولی با کوبیده شدن دوباره در شک بدی به جونش افتاد.
از داخل کشوی مخفی کابینت اسلحه ای برداشت و به آرومی سمت در رفت.در رو ناگهان باز کرد ولی با افتادن دوتا جسم گوله شده جلوی پاش از ترس 'هین' کشید و چند قدم عقب رفت.

"چـ...چی؟!"
تهیونگ به سرعت اون دوتا جسم رو بررسی کرد و...

"هایبرید؟؟؟؟؟؟؟"
چون اونها گوش و دم داشتن.انگار بیهوش شده بودن و هیچ تکونی نمیخوردن.تهیونگ نگاهی به اطراف انداخت و کسی رو ندید.آه کشید و اونها رو دونه به دونه از جلوی در برداشت و به اتاق خودش برد.یکی از اون هایبرید ها گوش خرگوشی داشت.

"یه هایبرید خرگوش؟خُب اون یکی گوش و دم بلند داره...اوه یه هایبرید سگ"
تهیونگ زیر لب گفت و لباسهاشون رو با آرامش درآورد.

"دوتاتون از دست اربابتون فرار کردید...البته شاید؟"
تهیونگ در حالی که لباس خودش رو تن اون دوتا میکرد گفت.لباسهاش به تنشون گشاد بود فقط دوتا باکسر تمیز داشت که امیدوار بود تن اون هایبریدها بشه چون بدنهاشون کمی از تهیونگ کوچیکتر بود.البته جسم هایبرید خرگوش حتی از هایبرید سگ هم کوچیکتر بنظر میرسید.

تهیونگ افکارش رو کنار زد و به آشپزخونه اومد تا چیزی برای خوردن اونها درست کنه ولی یادش رفت اسلحه پُر رو از روی میز کنار تخت برداره.

BTS OneShotsCerita yang bikin terobses. Temukan sekarang