20.New Prey

69 4 0
                                        

نویسنده:Shiiirosama

مترجم:Tania Kh

وانشات کاپلی:ویمین(جیمین اینجا تاپه)

ژانر:اسمات،🔞

وانشات ‌درخواستی یکی از خواننده‌های گلم🌺
امیدوارم ازش لذت ببری عزیزم.هرکی هم سنش کمه خودش رعایت کنه نخونه😁گرچه میدونم برعکس میخونیدش😅

....................................

"جیمین...باز هم یه طعمهء دیگه؟چرا بی‌خیالشون نمیشی؟"

"نمیشه،اونها خوشگل بودن ولی اون از همه‌اشون خیلی خیلی خوشگل‌تره"
‌‌
"البته که همینطـ...صبر کن ببینم گفتی 'اون'...؟!"
‌‌
(جیمین از ضمیر He جای She استفاده کرده به همین خاطر دوست جیمین سورپرایز شده چون فکر می‌کرد اون شخص یه دختره)
‌‌
"آره دیگه،اسمش کیم تهیونگه و اینکه قراره اون رو برای همیشه مال خودم کنم"

"چرا؟"

"من همین حالاش هم باهاش بازی کردم،بهت که گفتم.واقعاً خیلی حال میده باهاش باشی،حس خوبی داره،اون باید مال من باشه یعنی فکر کنم همین حالاش هم هست"

"منظورت چیه؟!"


فلش بک

جیمین تهیونگ رو با کلی کلک کشونده بود به اتاقی که نزدیک دانشگاهشون اجاره کرده بود.

"آه...بیا دیگه یه کوچولو باهمدیگه بازی کنیم"
جیمین در حالی که دورتادور اتاق دنبال تهیونگ میدوید غر زد و نالید.

"نه!من نمیخوام از اینجور کارها بکنم،عوق...حال بهم‌زنه!"
تهیونگ همونطور که پشت تاج تخت پناه می‌گرفت گفت و صورتش رو به حالت انزجار جمع کرد.

جیمین به مچ تهیونگ چنگ زد و اون رو سمت خودش کشید و با وجود تقلاهای تهیونگ حتی نگذاشت یه اینچ هم بینشون فاصله بیافته.حالا صورتهاشون دقیقاً روبروی هم قرار داشت و جیمین بدون پلک زدن نگاهش میکرد.

"لطفاً کیتن..."

"‌کـ...کیتِن؟!"
تهیونگ شوکه شد ولی هرجایی رو نگاه میکرد جز جیمین.جیمین چونهٔ تهیونگ رو گرفت و مجبورش کرد نگاهش کنه.

"آره،تو کیتنِ شیرین منی..‌."
جیمین توی گوشش فوت کرد و دستش رو پشت سر تهیونگ گذاشت.تهیونگ حس کرد سرگیجه گرفته،اون فقط چند روز بود که با این بچه آشنا شده بود و اون میخواست تهیونگ رو بکنه؟
جیمین پوزخندی زد و پس از اینکه روی تخت نشست تهیونگ رو روی پاهاش نشوند.

"مـ...من برات سـ...سنگین نیستم؟"
تهیونگ گفت.جیمین سرش رو به اطراف تکون داد و سمت گردنش خم شد و لبهاش رو به گوش تهیونگ چسبوند.

"نه کیتن کوچولو.اصلاً اینطوری نیستی"
اون به صدای لرزون تهیونگ خندید و از گرمای نفسهای تهیونگ روی گردنش لذت برد.

"میخوام بدن دست نخورده پیشی خوشگلم رو دونه به دونه نگاه کنم،میتونم؟"
جیمین دستش رو به شلوار تهیونگ برد و اون رو تا نیمه پایین کشید.عجیب اینکه تهیونگ کاری برای متوقف کردنش انجام نداد.

"میخوام بهم التماس کنی که اِسپَنکت کنم"
جیمین با پوزخند گفت.تهیونگ لبهای خشکش رو لیس زد و نفسش رو لرزون بیرون داد.

"و...ولی...اسپنک د...درد داره،نه؟"

"ددی میخواد باسن خوشگلت رو اسپنک کنه"
جیمین گفت و ضربه‌ای به باسنش زد.تهیونگ ناله‌ای کرد و تی‌شرت جیمین رو توی دستش فشرد.

"کیتن بیشتر نمیخواد؟"
تهیونگ هیچی نمی‌گفت پس جیمین اون رو به عنوان نظر مثبت محسوب کرد.کمی بعد اون تهیونگ رو روی تخت خوابوند و شروع کرد به بوسیدنش از خط فک تا پایین گردن.

اون سراغ نوک سینه‌های تهیونگ رفت و نوکش رو به دندون گرفت.تهیونگ با لُپهای سرخ فقط لب می‌گزید و به آرومی ناله میکرد.چند دقیقه بعد جیمین برهنه در حال کوبیدن آلتش داخل سوراخ تهیونگ بود.
جیمین تا حالا چنین لذتی رو تجربه نکرده بود.کوبیدن توی سوراخ تنگ و خیس و شنیدن ناله‌های زیبا که هر لحظه باعث میشد بیشتر به ارگاسم نزدیک بشه.اون با یه داد با فشار داخل تهیونگ خالی شد،خودش رو با نفس نفس روی تخت انداخت و چشمهاش رو بست.تهیونگ ناگهان لبخند عجیبی زد و از روی تخت بلند شد.اون هنوز خالی نشده بود.

"امشب خیلی حال کردی ددی،نه؟"
تهیونگ با پوزخند پرسید در حالی که لب میگزید.جیمین چشمهاش رو باز کرد.

"هـ...ها؟ا...اوه آره،از اون بابت ممنون...بهش نیاز داشتم..."
اون بین نفس‌هاش جواب داد.تهیونگ خندید و ایستاد،کمربند جیمین رو از روی زمین برداشت و دستهای جیمین رو به تخت بست.

"مشکلی نیست ددی،فکر کنم اونها اشتباه میکردن.تو به اون بدی که اونها میگفتن هم نبودی"
تا جیمین اومد اعتراض کنه تهیونگ آلتش رو گرفت و دوباره شروع کرد به مالیدن.جیمین ناله‌ای کرد و دست و پا زد تا از دست پسر آزاد بشه.تهیونگ خم شد و آلت جیمین رو لیسید.تهیونگ با سیخ شدن دوباره آلت جیمین،پوزخندی زد و یواش یواش روی اون نشست.

"آهههه...خیلی بزرگی ددی!دوستش دارم"
اون شروع کرد به بالا و پایین کردن خودش روی دیک جیمین.دهانش از لذت باز مونده بود و مدام ناله میکرد،اونقدر سریع بالا و پایین میشد که جیمین میترسید آلتش بشکنه.

تهیونگ لحظه‌ای خسته شد و با باز کردن دست‌های جیمین بهش اجازه داد بقیه کار رو اون پیش ببره‌.جیمین حریصانه نوی سوراخش میکوبید و باسن تهیونگ رو اسپنک میکرد.اونقدر به ضربه زدن ادامه‌ داد تا برای بار دوم داخل تهیونگ و تهیونگ هم روی شکمش خالی شد.

"مـ...منظورت...از گفتن...اون حرفها چی بود؟"
جیمین پس از اینکه نفسش جا اومد پرسید.تهیونگ لبهاش رو بوسید و از روی آلتش بلند شد.

"استراحت کن جیمینی.خیلی خسته شدی!"

"صـ...صبر کن!پس تموم اون حالات مظلوم و کم حرفی که داشتی همه‌اش نمایش بود؟!"

"بی‌خیال ددی!جداً که فکر نکردی من با این چهره هنوز باکره‌ام!البته پیش از تو با یه نفر بودم،نصفه و نیمه ولی با کیرش حال نکردم...کوچولو بود!"
تهیونگ خندید و روی تخت نشست.

"در ضمن دفعهء دیگه باهام بازی نکن!یا حداقل یه کم خلاقیت به خرج بده!"
تهیونگ خندید و موهای جیمین رو بهم ریخت.

پایان فلش بک

جیمین ماجرا رو-با حذف اون قسمت که در واقع خودش کسی بوده که گول خورده-به دوستش تعریف کرد.اون از تهیونگ خوشش می‌اومد و چرا باید یه همچین تیکهء سکسی رو از دست میداد.پسری به ظاهر مظلوم و کم‌حرف ولی سکسی و زبون باز و
خوش‌خنده.چیزی که باعث میشد جیمین حس کنه یه گنج باارزش به دست آورده و اون فقط برای خودشه!جیمین تصمیم داشت امروز به تهیونگ پیشنهاد بده که دوست پسرش بشه.

"تهیونگ!!"
‌جیمین با دیدنش از دور صداش زد.

"ددی!"
تهیونگ با لبخند دست تکون داد.

♧♧♧پایان♧♧♧

چطور بود؟حال کردید؟😁وسط ترجمه کلی خجالت کشیدم☺

Has llegado al final de las partes publicadas.

⏰ Última actualización: Dec 12, 2025 ⏰

¡Añade esta historia a tu biblioteca para recibir notificaciones sobre nuevas partes!

BTS OneShotsDonde viven las historias. Descúbrelo ahora