یونگی تلفن رو قطع کرد و به سمت هوسوک که سرش رو روی پای امگا گزاشته بود و جیمین هم موهاش رو نوازش میکرد رفت.
_نیم ساعت دیگه پلیس میاد حق ندارین بیاین بیرون اوکی؟
هوسوک که بخاطر نوازش شدن موهاش با دستای کوچیک جیمین غرق لذت بود و کم کم داشت خوابش میبرد هومی کشید و سعی کرد دلشورش رو نادیده بگیره.
یونگی نفس عمیقی کشید و وقتی مطمئن شد حال هردو جفتش نسبتا خوبه جلوی جیمینی که بتا توی بغلش بود زانو زد و بوسه سطحی و سریعی رو لبای برجسته جیمین کاشت و چون میدونست ممکنه بتا بوسه یا همچین چیزی رو پس بزنه اروم کنار گوشش گفت:
_نگران نباش من همینجام نمیزارم کسی نزدیکت شه
هوسوک با حرف الفا بغضش رو برای صدمین بار قورت داد و سری به نشونهی تایید تکون داد.
البته بغضش به خاطر حس خوبش بود...
واقعا لیاقت این محبت ها رو داشت؟
اولین بار بود که همچین حرفایی میشنید و حس میکرد میتونه به یکی تکیه کنه.
و این براش یه احساس نا شناخته اما شیرین بود.
دیگه تنها نبود...
یونگی و جیمین خانوادش میشدن!
آلفا میتونست رایحه ضعیف هوسوک که هر لحظه غلیظ تر میشد رو حس کنه.
از جاش بلند شد و با گفتن اینکه میرم یه سری به اون دوتا بزنم جفتاش رو تنها گذاشت.
.
.
.
_بازشون کنید
با دستور الفا بادیگاردا به سمت دو بتایی که دستاشون بسته بود رفتن و شروع کردن بریدن طناب هایی که به محکمی دور دستای اون مرد معتاد و همسرش وحشیش بسته شده بود.
مینسوک دستی روی مچ های زخمیش کشید و نگاه به خون نشستش رو به آلفای مقابلش دوخت.
با اینکه ترس ذره ذره داشت وجودش رو در بر میگرفت و خمار بودنش هم به مراتب کلافگیش رو بیشتر میکرد از جا بلند شد.
چندین روز زندانی بودن تو یه انبار با زن رو مخ و وراجش زیادی به اعصابش آسیب زده بود.
با اینکه از الفایی که رو به روش میترسید برای مطمئن شدن از چیزی به سمتش رفت و تونست رایحه بارون اون پسرش رو روی الفا حس کنه.
خاک بارون خورده! رایحه پسر و مادر خیانتکارش!
پس هنوز زنده بود...
شاید هر پدر دیگهای با خبردار شدن از زنده و سالم بودن پسرش خوشحال میشد اما مینسوکی که سالها پیش عشقش نسبت به هوسوک و مادرش رو به فراموشی سپرده بود نه!
اون زن با رفتنش آرامش، محبت و حتی ترحم رو از اون خونه و روح مرد دزدیده بود.
میدونست بتا سگ جون تر از اینه که با یه ضربهی چاقو بمیره!
باید از همون اول یه گلوله وسط مغزش خالی میکرد و خلاص...
YOU ARE READING
✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚
Paranormal𝑭𝒊𝒄: 𝑶𝒙𝒂𝒍𝒊𝒔 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑺𝒐𝒑𝒆𝒎𝒊𝒏_ 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 _𝒕𝒆𝒂𝒌𝒐𝒐𝒌 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 3𝒔𝒐𝒎𝒆_ 𝒔𝒎𝒖𝒕 _ 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 _𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆_ 𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈 خلاصه: هوسوک یه بتای تنها اما سرخوشه که به خودش قول داده تو زندگیش هیچ شریک تخمی ای رو...
![✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚](https://img.wattpad.com/cover/316929474-64-k288366.jpg)