macariia- پذیرای فحش های زیباتون برای دیر شدن هست
هر سه داخل ماشین نشسته بودن تا تصمیم بگیرن که این دو شب و سه روزی که بچه ها نیستن رو چه کاری انجام بدن.
میخواستن از شر این احساسی که بهشون میگفت از هم دور شدن خلاص شن.
"قبل از دوقلوها چیکار میکردیم؟"
هوسوک که به جلو خم شده بود پرسید.
"آاااممم میرفتیم ... نمیدونم!"
امگا گفت.
" بریم خونه؟
فیلم ببینیم؟"
هوسوک کمی فکر کرد و بعد هیجان زده دست هاش رو بهم کوبید.
"من هنوز نتونستم مردعنکبوتی رو ببینم"
این فیلمی نبود که مناسب بچه ها باشه بنابراین بتا دیدنش رو عقب میانداخت تا زمان مناسبی پیدا کنه ولی دوقلوها تمام وقت بیکاری پسر رو پر میکردن پس اینکه تا الان فیلمی که چندماه از اکرانش گذشته بود رو ندیده باشه کاملا عادی بود.
جیمین واقعا از فیلم های تخیلی خوشش نمیاومد دقیقا برعکس بتا!
امگا چیزهای رمانتیک رو ترجیح میداد ولی خب...
"ببینیم!"
هوسوک با موافقت امگا با ذوق شروع به اسپویل کردن فیلم کرد.
"توی فن پیجها گفته بودن که این قسمت مری جین میفهمه که پیتر یه امگاس!"
"پیتر کیه؟"
الفا پرسید و ماشین رو روشن کرد.
این سوال یونگی مسخره ترین سوالی بود که هوسوک توی عمرش شنیده بود.
"پیتر پارکر.. مرد عنکبوتیه دیگه!
نگو که تاحالا فیلمش رو ندیدی.."
با مکث یونگی فریاد شوکه ای زد.
"تو اصلا توی این دنیا زندگی میکنی؟"
"من ترجیح میدم مستند حیوانات ببینم... مثلا گربه ها! "
هوسوک چشماش رو چرخوند.
"اینقدر این گربه ها رو نگاه کردی شبیهشون شدی!"
مکثی کرد ادامه داد.
"چطور الهه ماه تورو کرد جفت من؟
مطمئنم یه اشتباهی شده."
جیمین با خودش فکر کرد که اونم باید اعتراف کنه که تا حالا فیلم مورد علاقه بتا رو ندیده یا نه؟
.
.
.
جیمین همونجور که به صحنه پرت شدن دختر بتایی که حالا میدونست مری جین نام داره نگاه میکرد تلفن رو کنار گوشش گذاشت تا حال دوقلوهارو از مادر الفاش بپرسه.
یونگی به نیمرخ بتا خیره شده بود لپهاش به خاطر چیزمیزهای داخل دهنش باد کرده بودن و خیلی کیوت نشونش ميدادن.
دقیقا شبیه یه سنجاب که برای زمستونش آذوقه جمع میکرد و برای جابهجایی اونا رو داخل لپهاش نگه میداشت.
هوسوک سنگینی نگاه الفا رو حس میکرد ولی اینقدر داخل هیجان فیلم غرق شده بود که اهمیتی نده.
درهرصورت یکی از عادت های الفا این بود که موقع غذا خوردن بهش نگاه کنه.
قبلا اشتهاش رو از دست میداد ولی الان دیگه به تخمشم نبود البته تا قبل از اینکه یونگی دندان هاش رو داخل لپش فرو کنه.
YOU ARE READING
✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚
Paranormal𝑭𝒊𝒄: 𝑶𝒙𝒂𝒍𝒊𝒔 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑺𝒐𝒑𝒆𝒎𝒊𝒏_ 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 _𝒕𝒆𝒂𝒌𝒐𝒐𝒌 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 3𝒔𝒐𝒎𝒆_ 𝒔𝒎𝒖𝒕 _ 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 _𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆_ 𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈 خلاصه: هوسوک یه بتای تنها اما سرخوشه که به خودش قول داده تو زندگیش هیچ شریک تخمی ای رو...
![✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚](https://img.wattpad.com/cover/316929474-64-k288366.jpg)