macariiaa_
(ʘᴗʘ✿) ببینید کی اینجاست
کای شروع به جیغ زدن کرد
" بهت نمیدمش کاغذ جادویی مال خودمه"
کیونگ سوک اخمی کرد و جلو تر رفت و به دست کای که بالای سرش بود چنگ زد
" مال من بود تو ازم دزدیدیش "
مادر یونگی که با شنیدن صدای جیغ هیونینگ کای به سمت حیاط دویده بود
با دیدن دست چنگ شده کای داخل موهای سوک فوری به سمتشون رفت و اونا رو از همدیگه جدا کرد
"مامابزرگ کای کاغذ سرعتم رو نمیده"
"نه خیرم این مال خودمه برای جنگیدن با هَهولا بهش نیاز دارم وگرنه شکستمیخورم"
زن نفس عمیقی کشید و به نوه هاش که دوباره اماده درگیری بودن نگاه کرد
"ببینمش کای"
با باز شدن مشت کای دیدن تکه کاغذی که اندازه یک بند انگشت بود اه کشید
"بابا یونگی الان زنگ زد گفت دارن میان دنبالتون
بریم براشون خوراکی درست کنیم؟"
کای نگاهی به سوک کرد
" میخواد گولمون بزنه!
گولشرو نخور شوالیه شجاع این جادوگر میخواد میخواد مارو به بهونه خوراکی ببره توی خونش تا بخورتمون"
کای در جواب سوک سری تکون داد
"تو از این طرف فرار کن من از اونطرف
ما پیش کوه اهنی همدیگه رو ملاقات میکنیم"
سوک کایرو بغل کرد
"مراقب خودت باش برادر الهه ماه مراقبت"
زن مطمئن بود که اون دو وروجک درحال نقشه کشیدن برای فرار از دستش بودن
یک صحنه دراماتیک جلوی چشماش بود
ولی همین که اون دو با هم دعوا نمیکردنبراش کافیبود
" بریم درست کنیم؟"
پرسید و جوابش فریاد کایبود
" الهه ماه به منکمک کن تا با قدرت فوق العادم از دست این جادوگر فرار کنم"
و بعد شروع به دویدن به سمت چپ کرد
سوک با دیدن فرار کای شروع به دویدن کرد
باید به کوه اهن میرسید و مراقب برادرش میبود
زن با شنیدن لقب جدیدش از دو نوهاش اهی کشید حداقل جادوگر بهتر از کرم خاکی غولآسا بود
نمیدونست این قوه تخیل دوقلوها به کدوم والدشون رفته ولی مطمئن بود یونگی در بچگی اصلا رویا باف نبود
با شنیدن صدای زنگ به سمت تلفنش رفت
" مامی به دوقلوها بگو بیان دم در "
بتا از پشت تلفن گفت و بی خداحافظی قطع کرد
"مین کای
مین سوک
برید در رو برای بابا بازکنید"
دوقلوها با شنیدن این حرف همون جور که جیغ میزدن به سمت در حیاط رفتند
سوک زودتراز کای به در رسید و اون رو باز کرد
و با یک پرش خودشو رو توی بغل اولین جسمی که دید انداخت
YOU ARE READING
✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚
Paranormal𝑭𝒊𝒄: 𝑶𝒙𝒂𝒍𝒊𝒔 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑺𝒐𝒑𝒆𝒎𝒊𝒏_ 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 _𝒕𝒆𝒂𝒌𝒐𝒐𝒌 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 3𝒔𝒐𝒎𝒆_ 𝒔𝒎𝒖𝒕 _ 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 _𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆_ 𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈 خلاصه: هوسوک یه بتای تنها اما سرخوشه که به خودش قول داده تو زندگیش هیچ شریک تخمی ای رو...
![✻𝐎𝐱𝐚𝐥𝐢𝐬 [𝑺𝑶𝑷𝑬𝑴𝑰𝑵]✿*゚](https://img.wattpad.com/cover/316929474-64-k288366.jpg)