امروز ۸ اکتبر بود. روزی که دادگاه قرار بود تصمیمش رو بگیره. البته یک روز خاص و مهم دیگهای هم بود. سالگرد ازدواج چانیول و بکهیون.
۸ اکتبر روز مهمی بود. جدا از اینکه سالگرد ازدواجشون بود، اولین بار روز ۸ اکتبر همدیگه رو دیده بودن.
شش سال قبل، تو دههی ۲۱ سالگی و جشن پر شورِ دانشگاه.
زمانی که چانیول اجرا داشت و بکهیون قبول کرده بود مدیر فنی باشه.
فلش بک
بکهیون یکسری ورق تو دستش داشت و با مدادی که بین لبهاش میچرخید داشت گروهها رو مشخص میکرد.
چانیول گیتارش رو درآورده بود و برچسب های روش رو به دوستهاش نشون میداد.
بکهیون با دیدنش احساس عجیبی رو تجربه کرد. یکمی لپهاش گل انداخت و با یکمی من و من نزدیکشون رفت.
"سلام! من رو برای مدیریت انتخاب کردن. میشه اسمهاتون رو بگید برای لیست بنویسم؟"
بکهیون احساس میکرد یک بچهی دبستانی هست که در تلاشه خجالتش رو بذاره کنار و یک حرفی بزنه.
چانیول محو بکهیون شده بود. انقدری که بکهیون آب دهنش رو قورت داد و سعی کرد بیشتر از این خجالت نکشه. نکنه خیلی زشته و برای همین چانیول اینطوری زل زده بهش؟!
اگه همگروهیِ چانیول بهش سلقمه نمیزد تا خود فردا همینطوری نگاهش میکرد. با صدایی بم شده و آرومی گفت:
"پارک چانیول ولی تو میتونی عشقم صدام بزنی!"
چشمهای بکهیون انقدر یهویی بزرگ شدن که اگه قل میخوردن و از حدقه میوفتادن زمین کمتر تعجب میکرد! دوستهای چانیول با خنده به شونه و کتفش مشت حواله میکردن و این وسط نگاه چانیول و بکهیون قفل شده بود. بکهیون احساس میکرد از گرما و خجالت داره آب میشه! آب دهنش رو قورت داد و با صورتی سرخ از خجالت سریع از اونجا فرار کرد.
چانیول دستش رو روی قلبش گذاشت. در حالی که لبخندی روی لبهاش شکل میگرفت به دوستهاش گفت:
"فکر کنم عاشق شدم."
پایان فلش بک
موکل هاشون نیومد. جونگین و کیونگسو صد باری زنگ زدن بهشون ولی نیومدن. دادگاه به علت عدم حضور طرفین منحل شد. قاضی ختم پرونده رو اعلام کرد و به همین سادگی زوجی که روز اول کمموندن بودن همدیگه رو پاره بکنن، تصمیم گرفتن فعلا مزدوج باقی بمونن!
چانیول پنکیکها رو داخل بشقاب گذاشت و بکهیون قهوههاشون رو آماده کرد.

ESTÁS LEYENDO
My Dilemma
Fanficنه بکهیون و نه چانیول، هیچکدوم متوجه نشدند که ازدواج شادشون برای چی به طلاق کشید؟! همه چیز بینشون تموم شده بود یا نه! تازه داشت شروع میشد! ژانر: کمدی، رمنس، درام کاپل: چانبک، کایسو، هونهان نویسنده: تیفانی تویستد