Chapter 16

1.2K 217 9
                                        



Taehyung pov

+تهیونگ...

ضربه و تکون آرومی رو حس کردم...

خسته بودم...

دوباره صداش رو شنیدم: تهیونگ...؟

با صدای خش دارم هومی گفتم و آروم چشم هام رو باز کردم...

اولین چیزی که وارد شعاع دیدم شد، چهره ی نگران جیمین بود.

+تهیونگ باید بریم...

باید بریم...

مگه الان کجاییم...

هنوز گیج و منگ خواب بودم.

دستی روی صورتم کشیدم ولی ناگهان خشکم زد.

لعنتی.

سریع از جام پریدم و خواستم بلند شم که پیشونیم محکم به سر جیمین خورد.

+آوچ!

-آخ!

از درد زخمم هیسی کشیدم و به عقب افتادم.

سریع سرم رو بقل کردم.

جیمین هم با دستش دماغش رو چسبید و از درد اخم کرد.

با صدای تو دماغی گفت: چیکار داری می کنی؟ آی آی آی! دماغم...

-آو... ببخشید...

لعنتی.

بیمارستان.

من.

جیمین!

سرم رو توی بالش دفن کردم و دردمند غریدم.

+چته؟!

در حالی که هنوز سرم توی بالش فرو رفته بود گفتم: هیچی...

آروم بلند شدم و این بار جیمین هم بهم کمک کرد.

از تخت پایین اومدم و به محض اینکه روی پاهام ایستادم، درد سراسر وجودم رو فرا گرفت.

تازه متوجه کوفتگی و درد بدنم شده بودم...

از درد غریدم و زیر لب گفتم: لعنت...

جیمین سریع متوجه شد و دستش رو پشتم گذاشت و کمک کرد سرپا بایستم...

+خیلی درد داری؟ اگه بخوای میتونم برم یه ویلچر بگی-

-نه نه خوبم... میتونم تحمل کنم...

نفسم رو لرزون بیرون دادم و آروم به راه افتادم...

Deprecidal Love | MinV Where stories live. Discover now