Lisa's POV:
"رسیدیم."
با مهربونی بهش گفتمو بعدم پیشونی شو بوسیدم تا بیدارش کنم.
"بیدار شو خرگوشی."🐰
"همم؟"
"رسیدیم.برو تو استراحت کن."
ماشینم جلو در خونه شون پارک شده بود. رفته بودم کافه دنبالش و یه قهوه خوردیم قبل از اینکه راه بیفتیم اما بنظر میاد قهوه دیگه رو جنی کار ساز نیست.
تو راه وقتی من داشتم رانندگی میکردم خوابش برده بود و آره ، این اتفاقی بود که افتاد.
"مرسی."
درحالی که هنوز خوابآلود بود، گفت.
پیاده شدم و زود رفتم تا در رو براش باز کنم. کمکش کردم از ماشین پیاده شه و کت قرمزشو دورش انداختم.
"زود برو تو. بیرون سرده."
" پس تو چی؟"
کیفش رو از روی صندلی برداشت.
"نمیایی تو؟"
"خیلی دوست داشتم بیام به خاله و جیسو سلام کنم اما هنوزم قرار امشبم سرجاشه. از طرف من بهشون شب بخیر بگو."
پیشونیشو بوسیدم و دیدم که بهم لبخند زد.
خیلی خب، خستگی همین الان تنم در رفت. فقط بایه لبخند از طرف جنی. همین و بس.
"حیلی خب. لطفا مراقب خودت باش لیسا. خیلی به خودت فشار نیار."
مثل اینکه ملکه جهان باشه بهم دستور میده. اوه، ملکه شما نه، ملکه منه. اینو یادتون نره.
"وقتی بهم دستور میدی رو دوست دارم. اما نگران نباش، من تو رو حتی بیشتر دوست دارم."
بخار از دهنمون خارج میشد با هر حرفی که میزدیم، بخاطر سرما هوا.
"خیلی خب باشه حالا! خودم میدونم."
خندید.
خدایا. اون لبخند آدامسیش. واو!
"دیگه باید بری. لطفا به موقع برو خونه."
بغلم کرد.
آغوشش آرامشی بهم میده که هیچ کس دیگه از عهده اش برنمیاد.
من واقعا انقدر عاشق این زنم؟
با حرکات ساده ای که بدون هیچ برنامه ریزی انجام میده و ذهن و قلب من رو به لرزه در میاره؟
واقعا واو!
"بسیار خب مادام. شما هم باید استرحت کنید. دوستت دارم."
گفتم و بعد دستشو یکم فشار دادم، بعدم دستشو بوسیدم اما بعد از چند دیقه رها کردم.
"منم دوستت دارم مانوبان."
گفت و وارد خونشون شد.
درحالی که با نگاهم بدرقه اش میکردم، بهش لبخند زدم.
این دختر واقعا زیباترین و خارق العاده ترین اتفاقیه که برام افتاده.
و من براش از خدا ممنونم. امیدوارم که این بار، کار درست رو انجام داده باشم.
ESTÁS LEYENDO
𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒊𝒔𝒕𝒓𝒆𝒔𝒔
Fanfictionتو از ناکجاآباد ظاهر شدی و باعث شدی احساس کنم خوشبخت ترینم. تو باعث شدی من عاشق شم ، من بهت اجازه دادم ... اما این احمقانه ترین کاری بود که انجام دادم؛ چون الان طلسمم کردی و نمیتونم ازت دور باشم. نمیتونم رهات کنم. دارم دیوانه میشم چون .... من قب...
