If we knew everything, we wouldn't experience all this excitement
اگه همه چیز و میدونستیم , هیجانی رو تجربه نمیکردیم .
لطفا توجه کنید , با وجود اینکه ادوارد یه شخصیت کاملا خیالیه که وجود خارجی نداره به این فکر کنید که روابط برادر با برادر و هر نوع روابط محارم کاملا برخلاف عقاید و اصول نه تنها مسلمون ها بلکه بقیه ی ادیان هم هست
امیدوارم , متن های این بوک روی کسی تاثیری نذاره
برای همین اخر فف رو تغییر دادم□■□■□■□■□■
تیلا برگه هایی رو توی دستش داشت و از عمارت بزرگ مورگن که حالا مدتها بود خونه ی امنش شده بود بیرون اومد
جلوی جیک ایستاد و لبخندی زد
:ایناهاش , جز این خونه که ادوارد گفت میتونم برای خودم برش دارم بقیه ی اموالش و به نام هری استایلز زدم
جیک که باورش نمیشد تیلا همچین کاری کرده برگه ها رو چک کرد و با دیدن اسناد به تیلا نگاه کرد
:وقتی اقای استایلز گفتن بهت اعتماد دارن , باورم نمیشد تا این حد میشه بهت اعتماد کرد
تیلا خواست چیزی بگه که با دیدن زین دستشو جلوی دهنش گذاشت
:ولی انگار این یکی به تو اعتماد نداره , چرا هر بار میای اینجا اینم میاد ?
:این ?
:زین
:بهتر شد , ممنونم برای مدارک من دیگه باید برم
:عام , میشه اینو به ادوارد بدی?
جعبه ی کادو پیچ شده ای رو دست جیک داد و جیک اولش تردید کرد اما جعبه رو گرفت و سمت ماشین رفت
زین پشت نشست و جیک کنارش , بعد چند لحظه که از عمارت بیرون رفتن زین ماشین و کنار خیابون پارک کرد و اونقدر سریع سمت جیک چرخید و زد تو دماغش که جیک حتی فرصت نکرد از خودش دفاع کنه
:مرتیکه ی آشغال , حداقل جلوی چشمای من ازش کادو نگیر ... اصلا غلط کردی چه جلوی چشمام چه وقتی نیستم ازش کادو بگیری
جیک که دستشو رو دماغ خونیش گذاشته بود , دستمالی رو بیرون کشید و خون دماغشو پاک کرد
مثل همیشه آروم و جدی جعبه رو روی داشبورد گذاشت
:برای آقای استایلزه نه من ...
دستشو روی دماغش گذاشت و جلو رو نگاه کرد
:میشه راه بیفتی ? باید اسناد و بهشون تحویل بدم
زین لبشو گاز گرفت و آروم ماشین و روشن کرد و راه افتاد
از گوشه ی چشم نگاهی به جیک انداخت:صبح که هری صدام زد , میدونی چیکارم داشت ?
جیک دستمال و پایین اورد و بهش نگاه کرد

YOU ARE READING
LET ME FOLLOW
Fanfiction❌COMPLETE❌ #larrystylinson Harry top ژانر : جنایی _رومنس " تو نمیتونی به رقصیدن با شیطان ادامه بدی و بعد بپرسی چرا هنوزم تو جهنمی ! "