-Why didn't I get any love?
+Did you like yourself ?
-چرا هیچ عشقی گیر من نیومد ?
+خودتو دوست داشتی?
VOTE 🌟
..................
زین به در اتاق تکیه داد و دستاشو رو هم گذاشت
:محض رضای خدا بذار از در بیام تو
جیک چشماشو چرخوند
:من نباید بدونم اینجا چه خبره ?
:یواشتر اتاق هری دو قدم اون ور تره , بعدم چرا از ادوارد نمیپرسی ?
جیک نفس عمیقی کشید
:از اینکه یکی رو کشتی خبر نداشت ولی فهمید , خیلی بیشتر از فهمیدن
:ببین جیک هر اتفاقی که میفته من فقط کارمو انجام میدم , بنظرت هری برادرشو تو دردسر می...اره میندازه ولی اونو بکشتن که نمیده
:شبیه بازنده ها حرف میزنی , ایشون برای بدتر از مرگ آماده شدن
:تو هم مثل این زن هایی شدی که هنوز پای همسر بدبختشون به خونه نرسیده سین جیمش میکنن
جیک چونه ی زین و بالا کشید و فشارش داد
:تو شبیه زن هایی نه من , از سر راهم برو کنار
:میشه جفتتون آروم بگیرین ?
با صدای هری جیک از زین فاصله گرفت و از کنار هری رد شد
:وقت بخیر آقا
:وقت بخیر جیک , ادوارد کجاست ?
:ایشون بیرون با لویی شام خوردن و رفتن تو اتاق لویی
هری برگشت و به زین که داشت فکشو میمالید نگاه کرد
:چی شد ?
:چرا اینجوری نگاهم میکنی هری? دستش سنگینه لامصب
:چونه ی مسخره اتو نمیگم , ادوارد اونجا میخوابه ?
:آ ها .... خب برو نگاه کن , برم ببینم میشه جیک و آروم کرد
:من میرم با جیک حرف بزنم , تو برو ببین اونجا چه خبره ادوارد منو ببینه میزنه زیر همه چی
زین چشماشو چرخوند و سمت اتاق لویی راه افتاد محکم پاهاشو زمین میکوبید غر غر میکرد
:پسره ی بیچاره چه بلایی میتونه سر ادوارد بیاره , اگه ادوارد تا الان نخورده باشدش یا کبابش نکرده باشه شایدم اصلا شام لویی خورده
در اتاق کنار اتاق لویی رو باز کرد , سمت چپ چرخید و داخل اتاقک کوچیکی مانیتور های اتاق لویی رو باز کرد
اونها همیشه روشن نبودن , فقط موقع نیاز باز میشدن یا زمان هایی فیلم اونها ضبط میشد

YOU ARE READING
LET ME FOLLOW
Fiksi Penggemar❌COMPLETE❌ #larrystylinson Harry top ژانر : جنایی _رومنس " تو نمیتونی به رقصیدن با شیطان ادامه بدی و بعد بپرسی چرا هنوزم تو جهنمی ! "