hop 6

171 55 48
                                        

همه‌جا قرمز و سیاه است.

به یاد دارم گرگ‌ها اینچنین کور رنگ بودند.

تو قرمزی، من سیاه.

مجذوب شده نگاهت می‌کنم.

نگاه، دیدن نه.

فقط نگاه.

هیچ فکری پشت نگاهم نیست.

فقط تویی و تو و تو...

بگذار به تو ملحق شوم‌‌.

من را بی تو تسکین نیست.

من را بی تو، سودای دیوانگی‌ست و بس.

- دوسِت دارم.

+ دوسِت دارم.

خودت را مثل گربه‌ها از زیر دستان بی‌‌رمقم سُر می‌دهی و داخل آغوشم جا می‌گیری.

بلند می‌خندم.

شیفته‌وار می‌خندم و موهایت را می‌بوسم.

مریض‌وار نیشخند می‌زنی و گلویم را می‌بوسی.

برهنه‌ام می‌کنی.

پرواز می‌کنیم.

لای دود های خفگی آور بال می‌زنیم و معاشقه می‌کنیم.

با تو بودن را دوست دارم.

با من بمان.

درخشش حلقه کورت می‌کند.

با من بمان.

درخشش حلقه روی انگشتت کورم می‌کند.

با من می‌مانی.

Losing Mage [ZOUIS]Stories to obsess over. Discover now