hop 12

127 46 54
                                        

- دوسِت دارم.

+ داشتی می‌مردی! اوردز...

- دوسِت دارم.

+ بسته. باشه؟ دیگه کافیه.

- قولمون رو فراموش نکن.

+ قولمون بالا تر از ازدواجمونه؟ آره؟

- مثل ازدواجمونه. یادش ببری، یادم می‌بری.

+ نه! تو احمقی.

- دوسِت دارم. احمقی که دوسِت داره. دوسِت دارم.

+ بس کن عزیزم. دیگه هیچ چیزی رو امتحان نمی‌کنیم. این ترکیبی‌ها کشنده‌ن. نمی‌خوام از دستت بدم. نمی‌خوام طوریت شه. دیگه تمومش می‌کنیم.

- منو با خودت ببر.

+ کجا؟

- جایی که مغز هامون میرن. منو ببر از اینجا. منو ببر لای ابر ها تا برقصیم. منو ببر با خودت. گمم نکن.

+ دکتر؟ دکتر!

من را با خودت ببر...

+ هی هی، با من بمون. نفس عمیق بکش، با من بمون. نگاهم کن، لطفا! با من بمون.

- دوسِت دارم.

اشک می‌ریزی.

دکتر را فریاد می‌کنی.

"دوای دردم کنج لبان توست‌.

بوسه نمی‌خواهم، چیزی بگو..."

- دوسِت دارم.

من را با خودت ببر به آسمان‌ها.

من را با خودت ببر میان محراب ابر ها.

می‌خواهم برایت دامادی باشم غرقِ در سفیدی‌ها و صورتی‌ها.

می‌خواهم برایت دسته گلی از رنگین کمان بسازم.

می‌خواهم میان خنده و عصبانیت دسته گل را روی فرش ابر ها بیاندازی و میان بازوانت لهم کنی.

می‌خواهم در محرابی که میانه‌ی آسمان و زمین است سوگند بخورم که هرگز رهایت نخواهم کرد.

می‌خواهم در محرابی که میانه‌ی آسمان و زمین است سوگند بخوری که من را با خودت به هر کجا که می‌روی خواهی برد.

می‌خواهم میانه‌ی آسمان و زمین ببوسمت.

می‌خواهم میانه‌ی آسمان و زمین تعلق یابیم به قلب‌های تپنده‌ی یکدیگر.

می‌خواهم میانه‌ی آسمان و زمین برقصانی‌ام...

من را با خودت ببر.

من را با خودت ببر از اینجا.

Losing Mage [ZOUIS]Stories to obsess over. Discover now