عاشقتم جان گا

803 182 44
                                    


"وااووو پسر کیوتمون اومده!" چنگ فریاد زد و هر سه نفرشون به سمت ییبو دوییدن تا بغلش کنن. ییبو توی آغوششون مثل یه بچه‌ی کوچیک محکم فشرده میشد.

"بچه‌ها دلم براتون تنگ شده بود"

یانلی خیلی هیجان زده بود‌ "خب بگو دیشب چه اتفاقایی افتاد؟"

"جیه جیه، گاگای تو وقتی مریض میشه خییلی کیوته!" ییبو سرخ شد "نتونستم جلوی خودمو بگیرم، کل شب لمسش کردم و صورتشو بوسیدم"

چشمای چنگ گرد شدن "اوه خدای من...پس ازش سوء استفاده کردی!"

"اون نمیتونه همچین کاری کنه چنگ!" یانلی آماده شد تا کامل تر توضیح بده "میتونه سوءاستفاده کنه، اما نمیکنه"

"منظورتو نمی‌فهمم..."

"به فاکت میدم.. "هایکوان به خیال خودش زمزمه کرد اما متوجه شد که اینو با صدای بلندی گفته. سعی کرد حرفو عوض کنه "بیاید بریم رودخونه، منظره‌اش خیلی قشنگه!"

"باشه بریم"

"نگاه کن ییبو! یه عالمه گل اینجاست! بیا کمکم کن بچینمشون..." یانلی دویید و ییبو رو هم دنبال خودش کشوند.

ییبو نالید "صبر کن! حشره! اونجا پرِ حشره‌اس! یانلی من میترسم..." دیگه نتونست به حرف زدن ادامه بده چون یه حشره‌ی بزرگ، صاف نشست رو دستش. ییبو مثل دیوونه ها شروع کرد به جیغ کشيدن، با سرعت دویید و پرید تو رودخونه.

چنگ بلافاصله رفت دنبالش "صبر کن ییبو الان نجاتت میدم"

"چنگ لعنتی" هایکوان فریاد زد، خودشو به بقیه رسوند و چنگ رو که می‌خواست تو آب گم و گور شه،نگه داشت. " تو تنها کسی هستی که شنا کردن بلد نیست، اونوقت میخوای بری ییبو رو نجات بدی؟ منو ترسوندی!!"

"ولی من دلم میخواد همینجا تو رودخونه بمونم" چنگ لباشو جلو داد "حس خوبیه"

"بپر رو کولم"

"هان؟؟"

هایکوان کمی به سمت پایین خم شد، چنگ رو پشتش سوار کرد و دستاشو محکم گرفت. بعد شروع کرد به راه رفتن توی آب "اینو دوست داری؟"

"آرررههه عاشقشمم!" چنگ دم گوش هایکوان خندید و چونه‌شو به شونه‌اش تکیه داد. حس نزدیکی به چنگ اونهم از این فاصله‌ی کم، باعث می‌شد هایکوان حتی صدای ضربان قلبش هم بشنوه...

در همون حین یانلی بعد از اینکه خندیدناش به سه تا پسر خنگ رو به روش تموم شد، بالاخره آروم شد و به ییبویی نگاه کرد که کنارش نشسته بود و سعی داشت موهاشو خشک کنه.

"اونا مشکوک نمیزنن؟"

"کیا؟"

"دوستامون... من میدونم که اونا خیلی بهم نزدیکن ولی این وسط هنوزم یه چیزی عجیبه... تو همیشه فرد مورد علاقه‌ی هایکوان بودی، منظورم اینه که اون تو رو مثل برادر خودش دوست داره ولی جوری که با چنگ رفتار میکنه...."

BF for Ge Ge (کامل شده) Where stories live. Discover now