تو باارزشی

726 165 5
                                    

ییبو وارد سالن اصلی تمرینات شد. حس می‌کرد تو بهشته! هر چیزی که قبلا فقط توی تلوزیون و برنامه ها درباره‌ی آیدل ها دیده بود، الان درست جلوی چشمش بودن. کف پوش های براق، آینه های بزرگ و از همه مهم تر کارآموزایی که قرار بود باهاش رقابت کنن. همه‌ی اینا در کنار هم باعث میشد سطح آدرنالین خونش بره بالا. اون اینجا پاپیِ کیوتِ جان نبود؛ بلکه دنسری بود با روحیه‌ی وحشی و مصمم! به محض اینکه به بقیه سلام کرد، زمزمه ها تو اتاق پر شد.

"اون خیلی کیوته... نه اون خییلی خوشتیپه.. اون شبیه مدل‌ها نیست؟ من میخوامش" دختری بازوشو گرفت و اونو با خودش به گوشه ای کشوند، بهش نزدیک تر شد و گفت "تو وانگ ییبویی؟ همونی که توی رقابت ها بهترین بود؟"

"بله خودمم" ییبو لبخندِ معذبی زد و سعی کرد خودشو آزاد کنه.

"میتونی شماره تو بهم بدی؟ منم بین دخترا بهترین دنسرم. میتونیم بعضی وقتا با هم تمرین کنیم... تو خلوت"

"متاسفم ولی من نمیخوام"

"چرا انقدر سریع رد میکنی؟ تو فکر میکنی من زشتم؟" دختر کاملا غمگین و دلشکسته بنظر می‌رسید.

"نه، تو خیلی زیبایی، فقط اینکه... من خودم دوست پسر کسی هستم"

"اوه متوجهم، اون خیلی دختر خوش شانسیه"

ییبو زمزمه کرد "نه، من دوست پسر دارم" و باعث شد همه‌ی کسایی که اونجا بودن از تعجب فریاد بزنن.

"هی دخترا، دست رد به سینه‌ی همتون خورد" با شنیدن صدای آشنایی، ییبو به عقب برگشت. لی شیان شونه هاشو نوازش کرد و لبخند شیرینی زد "حالت خوبه ییبو؟"

"شیان گا، شما اینجا چیکار میکنین؟"

"من مدیر جی یانگ و سرپرست کمپانیش هستم. تا وقتی که تمرینات تموم شه همینجا میمونم"

"و همینطور دوست پسرش؛ نه؟" ییبو متوجه شد لی شیان دوست قدیمی جان بوده، همون کسی که تو گذشته بهش صدمه زده... از اینکه داشت باهاش حرف می‌زد نسبت به جان احساس گناه می‌کرد.

"مثل اینکه خیلی چیزا رو میدونی.." با ورود جی یانگ به سالن، لی شیان دیگه ادامه نداد. جی یانگ اول نگاهی به ییبو انداخت و بعد به همه سلام کرد.

"من مربی تون هستم. فکر می‌کنم نیازی نباشه که اسممو بگم. امیدوارم همه مون به خوبی با هم کار کنیم و براتون آرزوی موفقیت دارم. شماها قبل از اجرای اصلی تون، قراره چند تا اجرای دیگه هم داشته باشین، جایی که قراره مردم تصمیم بگیرن از بین شما کی دبیو کنه. وانگ ییبو برای اولین اجرا تو دنسر اصلی هستی"

هر کسی که اونجا بود شوکه شد، بیشتر از همه خودِ ییبو.

"ولی جی یانگ اون همین الانم توی گروه پیشرفته با دنسرای حرفه‌ای دیگه ست. فکر نمیکنی اینجوری فقط کارش سنگین تر میشه؟" لی شیان با چهره‌ی نگرانش به ییبو نگاه کرد.

BF for Ge Ge (کامل شده) Where stories live. Discover now