Oops! Această imagine nu respectă Ghidul de Conținut. Pentru a continua publicarea, te rugăm să înlături imaginea sau să încarci o altă imagine.
رییس مافیا کیم جونگین
Oops! Această imagine nu respectă Ghidul de Conținut. Pentru a continua publicarea, te rugăm să înlături imaginea sau să încarci o altă imagine.
بالرین کیونگسو
سالن نمایش خالی بود ، سالنی که قرار بود معروف ترین بالرین کره توش اجرا داشته باشه مثل شب های گذشته پر شده بود از هیچ! صدای کفش های ورنی و براق مردی توی سالن طنین انداخته بود . تار موهاش که روی صورتش افتاده بود رو با سر کنار زد و توی ردیف های وسط سالن جا گرفت . هنوز ب شروع نمایش مونده بود به صندلی تکیه داد و چند تا از دکمه های پیرهن مشکیش رو باز کرد . در باز شد و مرواریدی که یکسال تمام تو اعماق اقیانوس دنبالش بود رو توی خشکی بار دیگه ملاقات کرد . پسر سفید پوش با دیدن سالن خالی اخمی کرد و با خشم به مردی که بین صندلی ها نشسته بود خیره شد . حدسش سخت نبود، اون مرد گند زده بود به اجرا های کیونگسو! یک هفته تمام ، همهی بلیط ها رو از آن خودش کرده بود و فقط خودش اجراش رو تماشا میکرد. صبرش لبریز شد، کیونگسو بالرین شخصی اون نبود ، بود؟ با عصبانیت پاش رو به سن کوبید. کیونگسو = من اجرا نمیکنم میتونی بری مردی ابروی بالا انداخت = واقعا؟ ولی من الان اینجام باید اجرا کنی کیونگسو = برو بیرون _: نچ نچ این طرز رفتار با فن درست نیست چشمای مرد مقابلش وحشی و سرکش بود ، از چشماش گوله های آتیش سمت کیونگسو پرتاب میشد . کیونگسو = یک هفته است زیر نگاه درنده و اهلی نشده ات دارم ذوب میشم جونگین آروم پلک زد ، پس حسش کرده بود! جونگین= اگه اهلی نشده بودم که یه سال منتظر تور کنسرتت نمیموندم تا بیام تماشات کنم کیونگسو مات خیره مرد عجیب رو به روش بود که جونگین از صندلیش بلند شد و قدم های آروم به سمتش حرکت کرد . کیونگسو = منحرفی جونگین= یعنی میخوای بگی حتی یه بارم به له شدن تو بغل این منحرف فکر نکردی؟ بازم سکوت از جانب کیونگسو، جواب جونگین شد. جونگین = باور کنم به قول خودت از نگاه درنده و وحشی ام لذت نبردی؟ کیونگسو = میتونم اعتراف کنم نگاه وحشی ات بارها و بارها وجب به وجب وجودم رو از همون دور بوسیده ! ابروی جونگین باز هم بالا پرید . جونگین= خب؟ کیونگسو = باز هم میتونم اعتراف کنم بار ها دلم خواسته لبات وجب به وجب وجودم رو ببوسه ! جونگین به سن رسیده بود و پایین سن ایستاده بود ، میل به آغوش گرفتن اون پسر هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد. جونگین= عاشقت شدم ، عاشقم میشی؟ کیونگسو سکوت کرد ولی خم شد و صورتش رو مماس با صورت جونگین قرار داد . اون زیاد حرف نمیزد ولی عمل چرا! لباش رو آروم به لبای مرد کوبید و بوسه خیس ولی کوتاهی روشون گزاشت . کیونگسو = تلاش یک سالته ات جواب داد