*این پارت کاملا بیهایند استوری لایو چانگبین با حضور هیونهو در ژاپنه. و اگه دیده باشینش مسلما از خوندنش لذت بیشتری میبرین. و اینکه بخشهایی که در مورد اتفاقات لایوه، همگی از روی واقعیت نوشته شده.
نکتهی بعدی اینکه... این پارت دارای بخشهای اسماته و اگه دوستشون ندارین از روشون رد شین لطفا :)*
**سو چانگبین، یکی از دوستداشتنیترین آدمهای روی زمینه. اون جذاب و در عین حال شیرین و مهربونه و یکی از عادتهاش اینه که باعث ذوب شدن قلب طرفدارهاش بشه.
اون وقتش رو صرف ساختن ترکهای بینظیر و عضلههای حتی بینظیرتر میکنه و همهی تلاشش رو میکنه که با اعضای گروهش، باملاحظه و خوب رفتار کنه.
شاید تنها ویژگی غیرمثبت چانگبین، این باشه که به دو درخواست مهم استیها، جواب نمیده.
یکی از مهمترین درخواستهای اونا، اینکه که از چانگبین میخوان که لایو بگیره و صورت مقدسش رو به اونا نشون بده.
یکی دیگه از پرطرفدارترین درخواستها، اینه که چانگبین بین بازوهاش خفهشون کنه.
خب، این شاید یکم عجیب به نظر برسه. چون چانگبین داشت مثل یک تگی خوب ورزشش رو میکرد و از تاثیرش روی بدن و سلامتیش لذت میبرد که یکدفعه دید عدهی زیادی دارن برای عضلههای خوش ساختش جون میدن. و چی؟ "بیا ما رو بین بازوهات خفه کن ددیـ... چانگبین شی."؟
این چیزی بود که وقتی چانگبین برای اولین بار شنید، پنیک کرد. هرچقدر هم که میخواست مثبت به این قضیه نگاه کنه؛ امکان نداشت! به هرحال، اون هم مثل همهی اعضای اسکیز، دستپروردهی بنگ کریستوفر چانه و حتی علاوه بر اون هم، ذهنش اونقدرها تمیز نیست.
با این حال، چانگبین تلاشش رو کرد! برای درک معصومانهی این درخواست، همهی تلاششو کرد. و تازه زمانی که داشت به زور خودش رو به این باور میرسوند که استیهای کوچولوش اونقدرها هم منحرف نیستن؛ خیلی ناخواسته مکالمهی یکی از هیونگها، و یکی از دونگسنگهاش رو شنید...
نه اینکه چانگبین بخواد گوش بایسته! اون فقط از مینهو هیونگش متشکر بود که جدیدا باهاش ورزش میکنه.
خب، تگی تنها ورزش کردن رو خیلی دوست نداره. همیشه به اعضا میگه که باهاش ورزش کنن. پس این براش خیلی خوشایند بود که مینهو سراغش اومده و پیشنهاد داده که باهم عضله بسازن!
و این چانگبینِ خوشحال و متشکر، وقتی که شنید مینهو هیونگ به خوابگاه اونا اومده؛ فکر کرد که شاید بتونه باهاش کمی راجع به جلسات تمرینیشون صحبت کنه. و از اونجایی که همه میدونن که وقتی مینهو به خوابگاهشون میاد، اون رو فقط میشه توی اتاق هیونجین پیدا کرد؛ به اتاق هیون رفت.

ESTÁS LEYENDO
A Feeling Like a Pudding
Fanfic"حس پودینگی" skz Couple: Hyunho Genre: Canon, Real life, Fluff, Smut, Romance خلاصه: هیونجین مریض شده بود. آره! حاضر بود قشم بخوره که مریض شده. وگرنه چه دلیل دیگهای داشت که به هیونگش جذب شه؟ اونم نه هر هیونگی! مینهو هیونگی که همین دیروز تهدیدش ک...