Part 31

678 89 39
                                        

ĐΔŘҜ ΜƗŇĐ

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

ĐΔŘҜ ΜƗŇĐ

پارت سی و یکم



اگر من از تاریکی‌هایم بگویم، باز هم جوری نگاهم می‌کنی که انگار خورشیدم؟

_دانته.

●●●

نمونه خون را به آزمایشگاهش برد و بلافاصله مشغول کار شد. به طور معمول آماده شدن جواب این تست چهل و هشت ساعت به زمان نیاز داشت اما او بعد از شنیدن کل ماجرا از زبان تهیونگ به حدی کنجکاو بود که تا خود صبح نخوابید و حدود ساعت چهار بود که نتیجه را مشاهده کرد.

بلافاصله با خوشحالی به سمت بیمارستان رفت .
به محض رسیدن به تهیونگ که کنار تخت جونگکوک روی صندلی همراه خوابش برده بود ، رسید و به آرامی بیدارش کرد.

" تهیونگ.. بیدار شو"

با خستگی پلک‌هایش را از هم فاصله داد و به چهره دوستش نگاه کرد.

" چی شد ؟"

با لبخند سری تکان داد.

" پیداش کردم ! ترکیباتش و تو خونش پیدا کردم .. !"

وکیل با لبخند نفس راحتی کشید و برای اینکه بیشتر سروصدا نکنند،  دست هیونسو را گرفت و به سمت حیاط بیمارستان رفتند.

●●●

" خب حالا چی میشه؟"

سیگاری به او تعارف کرد که رد نکرده و بلافاصله دود شد.

" چون به اختیار خودش نبوده،  اتهامی بهش وارد نیست‌. فقط.."

با اخم پرسید‌.

" فقط چی ؟"

" ممکنه به خاطر اقدام به قتل چند وقت حبس بخوره . "

عصبانی شد .

" آخه یعنی چی ؟ داری میگی به اختیار خودش نبوده ! "

وکیل با آرامش توضیح داد.

" آره اما حتی اگه فرد تو مستی ، بعد از مصرف مخدر یا دارو یا هر چیز دیگه تو حال خودش نباشه ، بازم اقدام به قتل کرده.
اقدام به قتل به تنهایی پنج سال حبس داره ، اگه خیلی زور بزنم میتونم نهایتا برسونمش به یکی دوسال. "

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐌𝐈𝐍𝐃 | ذهن تاریکWhere stories live. Discover now