من این پارتو ادیت کردم و دوباره پابلیشش کردم که یه سری چیزارو توضیح بدم.
میدونم واسه کسایی که فیک رو میخونن ممکنه رو مخ باشه که براشون نوتیف اومده:/ولی میخوام ریدر های جدید چندتا چیز راجع به این فیک بدونن.
این فیک پارت های اولش جنبه ی طنز و کیوت داره. و اتفاقات اصلی فیک از پارت 10 شروع میشه.
پس صبور باشین!
و قول میدم بعد از اون داستان خیلی جالب میشه و واقعا ارزش خوندن داره.
اما از یه جایی به بعد داستان ممکنه شامل صحنه های خشن باشه. (که کاملا با بخش های اول فیک که کیوت و سافتن متفاوته)
من از نویسنده اجازه گرفتم و بهش گفتم که قراره با سبک خودم ترجمه کنم.
و حالا من اینجام:)
حالا بریم برای خلاصه ی فیک:
جونگ کوک پسر نوجوونیه که توی چهار سالگی، حرف زدنش متوقف شد.
همه به جز برادرش سوکجین، فکر میکردن جونگ کوک نمیتونه از پس هیچ کاری بربیاد.
جونگ کوک برای مدت طولانی باورش شده بود که یه پسر ضعیف و به درد نخوره.
تا موقعی که با کیم تهیونگ مهربون و محبوب آشنا شد، که به جونگ کوک نشون داد که نباید به خاطر ناتوانایی هاش شرمنده باشه.
بهش یاد داد که آزادانه رفتار کنه و خودش باشه.اما تهیونگ یه راز کوچیک داره...
Includes:
comedy
Smut+18
little space
Romance
cute
Mature content
Silly antic
Angst
Happy endاین هشدار هارو جدی بگیرید!👇
Warning:sensitive subjects talks of suicide
Self harm
Mental and physical illness
Sexual content
+18بچه ها اگه کسی این فیکو میخونه لطفا ووت بده که من بدونم واسه روحا ترجمه نمیکنم
درسته که اسم فیک سایلنته ولی شما خواننده های سایلنت نباشین و نظر بدین*ماااچ*
YOU ARE READING
SILENT | VKOOK
Fanfiction"هی جونگ کوک میشه لطفا باهام حرف بزنی؟" ''م_من هم_همیشه باهات ح_حرف میز_زنم ته ته'' چی میشه اگه پسر بد مدرسه، کیم تهیونگ، بخواد به جونگ کوکی که نمیتونه حرف بزنه کمک کنه؟ اما تهیونگ یه راز کوچولو داره... +این فیک روند اصلیش از پارت 7 به طور جدی شروع...