14_baby

1.9K 309 206
                                        

اتاق تو‌ سکوت بدی فرو رفته بود و کسی حرف نمیزد
همین واکنش هم‌ انتظار می‌رفت
تهیونگ بارداره ؟ مگه داریم ؟ مگه میشه ؟
ته چند بار دهنش رو باز و بسته کرد تا حذف بزنه اما هرچی بیشتر به حرف دکتر فکر میکرد بیشتر ذهنش خالی میشد مطمعنا این دکتر مدرکش رو از سر راه آورده بود

جونگکوک لبخندی زد که به هرچیزی جز لبخند شبیه بود
+ الان انتظار دارید باور کنم ؟
هیونجین نگاهی به هوسوک کرد و دوباره رو به جونگکوک گفت
«نه »
کوک پوکر شد و چشمی چرخوند
+ اصلا مگه همچین چیزی ممکنه ؟ وات د فاک

هیونجین گلوش رو صاف کرد و گفت
« واقعا حق دارید همچین واکنشی داشته باشید ولی »
به سمت جونگکوک رفت و برگه رو داد به دستش
،« آزمایش اینو میگه و باتوجه به نمونه تهیونگ شی ایشون بارداره »
کوک گیح شده سر تخت کنار تهیونگ نشست
+ من سر در نمیارم .... غیر ممکنه

هوسوک که تا اون موقع ساکت بود گفت
« جونگکوک این ازمایش پنجاه تا هفتاد درصد نتیجه دقیق رو میگه برای همین هیونگم میخواد یه چیزی بگه »
هیونجین سری تکون داد و گفت
« درسته فردا ساعت ده به مطب شخصی من بیاید تا سنوگرافی انجام بدیم و از نتیجه مطمعن شیم »
هیونجین به سرعت از اتاق بیرون رفت اما سریع برگشت

« خواهشا راجب این مساله با هیچکس حرف نزنید چون اگه یک درصد واقعی باشه کل دنیا تهیونگ رو می‌خوان تا روش آزمایش انجام بدن و بدنش رو بررسی کنن و هزارتا بدبختی دیگه ... حتی به اشتباه هم این موضوع نباید از دهنتون در بره ، منم میرم سایقه تهیونگ تو این بیمارستان رو پاک کنم»
در حال حاضر ایده ای نداشتن هیونجین چرا داره کمکشون میکنه به هر حال ممنون بودن

هوسوک به اون دونا نزدیک شد
« لطفا امشب همه احتمالات رو بررسی کنید که فردا اگه نتیجه آزمایش هرچی بود انقدر نتعجب نشید »
و بعد از چند تا توصیه به اون دو نفر با رفتن هوسوک بازم سکوت به اتاق چیره شد

........................

‌بعد از کلی کارای مسخره ترخیص به خونه بزگشته بودن و حالا دوتاشون روی تختشون دراز کشیذه بودن
تهیونگ کلا کم حرف شده یود و فقط مشغول فکر کردن بود ، و البته جونگکوک هم دست کمی نداشت

نه اینکه دلشون بچه نخواد ولی حتی یک درصد هم احتمال نمیدادن تو این زمان و به ابن شکل بچه وارد خونشون بشه

تهیونگ کاملا بی حواس به شکمش اشاره کرد
_ یعنی الان اینجا بچه است ؟ وای کوکی من اینو درک نمیکنم جونگ کوک هم که دست کمی از ته نداشت
+ فعلا معلوم نیست شاید تو سونوگرافی فردا گفت اشتباه شده

ته چند لحظه ساکت یود و بعد یکدفعه پرسیذ
_ خب اگه واقعا باشه چی ؟ عاح خدایا گیج شدم
جونگکوک که جوابی برای این یه سوال نداشت ته رو سمت خودش کشید و مجبورش کرد تو بغلش بخوابه
+ اگه بود بعد راجبش حرف می‌زنیم عزیزم

𝗧𝗵𝗿𝗲𝗲 𝗱𝗮𝘁𝗲𝘀 | 𝗸𝗼𝗼𝗸𝘃Where stories live. Discover now