part 6

677 163 6
                                    

تهیونگ سریع از حمام خارج شد و به سمت جینا رفت
جینا: اوه تهیونگ چرا هنوز حاضر نشدید؟
تهیونگ: نونا اگه یه نفر از توی یه چیزی یه چیزی ببینه بعد اونا صدا عجیب غریب در بیارن بعد اونجات درد بگیره اتفاق بدی افتاده؟ چی جوری کاری کنیم دردش ساکت شه؟
جینا یکم به حرف هایی که تهیونگ زده فکر کرد و بعد زد زید خنده
جینا: منظورت شق کردن؟
تهیونگ با نگاه سوالی به جینا خیره شد که باعث خنده ی بیشتر جینا شد
جینا: وای خدایا نگو که تا حالا شق نکردید
تهیونگ دوباره سوالی به جینا خیره شد
جینا: خب چیزی نیست و کاملا طبیعی خب ببرش زیر اب سرد...
تهیونگ بدون توجه به باقی حرف جینا با سرعت به سمت اتاق خودشون رفت که صدای اعتراض امیز جینا رو بلند کرد
جینا: هی بچه هنوز حرفم مونده بود
تهیونگ وارد حموم شد
جیمین با بغض گفت: کجا رفتی؟
تهیونگ به جیمین توجه نکرد و اب سرد و باز کرد و جیمین رو بلند کرد زیرش فرستاد
جیمین شوک زده از تماس اب سرد به پوست داغش سیخ وایستاد
تهیونگ: جواب داد؟
جیمین اروم سرش رو تکون داد
~~~~~~~
جیمین و تهیونگ بعد از حل شدن ماجرا و پوشیدن لباس های جدیدی که جینا براشون گذاشته بود به سمت سالن نشیمن که همه اونجا جمع شده و منتظر اونا بودن رفتن
جینا و هوسوک مثل همیشه پر انرژی و با صدای بلند و ذوق زده همزمان گفتن: وای خدا نگاه چقدر بامزه شدننن
و با چشمای قلبی به دو برادر نگاه کردن
جینا با غرور گفت:  سلیقه ی من عالیه
هوسوک با اخم گفت: خانوم مغرور تو میخواستی یه چی دیگه بخری من گفتم اندازشون نمیشه و اینا بیشتر بهشون میاد
جینا دهن کجی کرد و خواست حرفی بزنه که
کوک همونطور که به دسته ی مبل تکیه داده بود  چشمی چرخوند و بی حس گفت: بس کنید این مسخره بازی رو
یونگی بلند شد: زود باشید میدونید که نامجون رو وقت شناسی حساسه تازه گفته میخواد یه موضوعی رو بهمون بگه
هوسوک سریع دست جینا رو گرفت و بلندش کرد و سریع گفت: من و جینا با ماشین خودمون میریم شما هم باهم بیاید
و به سرعت قبل از اینکه به کسی اجازه ی اعتراض بده به همراه جینا ناپدید شد
کوک بعد از ناپدید شدن اون زوج همیشه خندون رو به یونگی گفت:  با ماشین تو میریم و پشت بند حرفش با قدم های محکم و استوار به سمت پارکینگ حرکت کرد
یونگی هوف کلافه ای کشید و بدون توجه به دو برادر به سمت پارکینگ رفت جیمین تهیونگ هم برای اینکه توی این عمارت بزرگ گم نشن و جا نمونن سریع مثل جوجه اردک ها دنبال یونگی راه افتادند
وقتی به پارکینگ عمارت رسیدن جیمین و تهیونگ با دهن باز به ماشین های بزرگ و متنوع خیره شدن
جیمین با ارنج زد به پهلوی تهیونگ زد و دم گوشش گفت: اینا دیگه چین چقدر باحالن
تهیونگ هم دم گوش جیمین گفت: نمیدونم ولی چه بزرگ و باحالن کارشون چی هست اصلا؟
جیمین نمیدونمی گفت و بعد ناراحت با لب های اویزون همونطور که اروم پاهاش و به زمین می کوبید گفت چرا ما از این ها تو دنیامون نداریم؟
یونگی که نزدیک ماشینش شده بود بلند گفت: اگه تا یک دقیقه دیگه نیاید بدون شما میریم
جیمین و تهیونگ سریع به سمت ماشینی که کوک و یونگی داشتن سوارش میشدن رفتن و به تقلید از اون ها سوار شدن
جیمین و تهیونگ با تعجب داشتن به داخل ماشین نگاه میکردند که یونگی حرکت و کرد جیمین و تهیونگ رو حتی بیشتر از قبل متعجب و البته مقدار کمی ترسوند جیمین و تهیونگ به درخت و خونه هایی که با سرعت از کنارشون رد میشدن خیره شدن دهن هاشون به شکل او در اومد
تهیونگ اروم زمزمه کرد: فوق العاده است
جیمین هم مثل اون به ارومی زمزمه کرد: این دنیا زیادم بد نیست
تقریبا کل مسیر با کنجکاوی و سوال های جیمین و تهیونگ هیجان زده گذشت
با متوقف شدن ماشین جلوی کافه ای بزرگ و شیک جیمین و تهیونگ بالاخره دست از ور رفتن با مانیتور های روبه روی صندلی شون دست کشیدن و حالا با کنجکاوی به کافه ی شیک رو به روشون نگاه میکردند
با پیاده شدن یونگی و کوک اونا هم پیاده شدن و وارد کافه شدن
کافه ی روبه روشون در حین شیک و باکلاس بودن فضای گرم و دلنشینی داشت
کوک به سمت میز بزرگی که جینا و هوسوک به همراه نامجون اونجا نشسته بودن و گرم حرف زدن بودن رفت و به دنبال اون یونگی و جیم و ته هم به دنبالش رفتن جینا که زود تر از هوسوک و نامجون متوجه ی اومدن اونا شده بود سریع بلند شد و جیمین و تهیونگ رو به جلو هل داد و رو به نامجون با ذوق گفت: نامی اینا جیمین و تهیونگ هستن همونایی که راجبشون گفتم نگاه چه کیوتن، جیمین تهیونگ ایشون نامجون شی هستند دوست ما
نامجون لبخند چال دارش رو تقدیم اون دو برادر کرد و با مهربونی گفت: خوشبختم
جیمین و تهیونگ هم به نامجون لبخندی زدن و ماهم همینطور ارومی گفتن
هوسوک که انگار چیزی یادش اومده بود به کوک و یونگی که درحال نشستن بودن نگاه کرد و گفت: ما باهم راه افتادیم ولی چرا شما
به ساعت مچی گرون قیمتش نگاه کرد و ادامه داد: نیم ساعت دیر کردید؟
یونگی با به یاد اوردن دلیل تاخیر شون نا خواسته لبخندی زد
وقتی ذوق دو برادر و برای تماشای بیرون و ماشین دیده بود ناخوداگاه مسیر رو طولانی تر کرده بود تا خنده های شیرین و چشماهایی که از ذوق و کنجکاوی برق میزدند و البته سوال های بامزه شون رو بیشتر ببینه البته که غرور یونگی اجازه نمیداد به این موضوع که برای دیدن خنده های بیشتر اون دو برادر که به تازگی فهمیده بود از دنیای دیگری اماده اند و احتمالا افکار و نقشه های خوبی پشت چهره ی مظلوم و زیبا شون نیست اعتراف کنه پس فقط به گفتن ترافیک بود اکتفا کرد
بعد از کمی گفت و گو نامجون بلند شد با گفتن: خب میخوام راجب یکی بهتون بگم
توجه همه رو به خودش جمع کرد
نامجون کمی خجالت کشید و بعد گفت: خب راستش چند وقت پیش کسی و دیدم و خب چطوری بگم ازش خوشم اومد و بعد از کلی ماجرا الان باهمیم و میخوام بهتون معرفیش کنم
جینا با هیجانی که نمیتونست کنترل کنه گفت: وااااای یعنی چه شکلیه؟ حتما دختر خیلی خوبیه که تونسته دل نامجونیه جذاب مارو ببره
نامجون معذب گفت: خب راستش اون پسره
همه با شنیدن این حرف کمی فقط کمی شوکه شدن چون حدس میزدن که گرایش نامجون به پسرا است ولی فکر نمکردن حدسشون درست باشه ولی به هرحال برای دوستشون خیلی خوشحال شدن
هوسوک گفت: خب بیشتر کنجکاو شدم ببینمش
نامجون خوشحال از اینکه دوستاش که حکم خانواده ش رو داشتن گرایشش رو قبول کردت لبخندی زد و گفت: الان هاست که...
هنوز حرفش تموم نشده بود که یه پسر که خیلی خوش قیافه بود با لباس های شیک وارد کافه شد نامجون با دیدنش دلش ضعف رفت و براش دست تکون داد و اون هم با لبخند به سمت میز اومد
هوسوک با دیدن اون پسر خوش قیافه سوتی کشید و گفت: دمت گرم هیونگ دوست پسرتم از دوست دختر ما خوش...
ادامه ی حرفش رو با دیدن نگاه جینا خورد و خودش رو به کوچه ی علی چپ زد
که با این حرکتش همه زدن زیر خنده
نامجون: خب ایشون کیم سوکجین هستند دوست پسر بنده
و بقیه رو به جین معرفی کرد
موقع معرفی جیمین و تهیونگ ، لبخند جین جمع شد و با نگاه عجیبی بهشون خیره شد
تو تمام مهمونی وقتی نگاه جین به جیمین و تهیونگ می افتاد لبخندش محو می شد اخرای مهمونی بود که به پیشنهاد نامجون قرار شد همه بقیه شب رو در خونه ی نامجون و جین سپری کنن
جیمین
بقیه رفتن سمت ماشین و من اخر از همه مونده بودم سوکجین هیونگ ۵ دقیقه پیش یهو ناپدید شده بود داشتم از کافه خارج میشدم که یهو
___________________________
خب جین و نامجون هم وارد شدن 💃🏻😂
دوست دارم نظراتون و راجب جین بدونم
و البته پیش بینی هاتون راجب ادامه ی فیک 😊
خب این سیری شرط اپ داریم
ووت: ۱٠
کامنت: ۱۵
دوستون دارم ❤





 Love HateWhere stories live. Discover now