همونطور که همو میبوسیدن کوک دستش و زیر باسن جیمین برد و بلندش کرد و اروم روی مبل خوابوندش
سرش و تو گردن جیمین برد و اروم بوسیدش و بو کشیدکوک: اه بوی وانیل لعنتیت
جیمین که چشماش و بسته بود و غرق در لذت بود با این حرف کوک چشماش درشت شد و به خودش اومد ولی قبل از اینکه عکس العملی نشون بده صدای شوکه ی تهیونگ به گوشش رسید
تهیونگ: هی.... هیونگ؟
کوک از روی جیمین بلند شد و جیمین سیخ روی مبل نشست و هول شده گفت: تهیونگ... بب.. ببین... ته وایسا
تهیونگ بعد از اینکه از شوک در اومد منتظر توضیح هیونگش نموند با سرعت از اون قسمت هواپیما دور شد و پیش یونگی نشست
یونگی نگاهی به تهیونگ که بنظر رنگش پریده بود و تو فکر بود نگاه کرد خواست حرفی بزنه ولی با دیدن جیمین که با سر و وضع نامرتب و لبای پف کرده و قرمز اومد و رو صندلیش نشست منصرف شد تقریبا فهمیده بود چیشده
جیمین ملتمسانه به تهیونگ نگاه کرد ولی تهیونگ نگاهش و ازش دزدید
یونگی علاقه ای به دخالت تو مسائل برادرانه ی اون دوتا نداشت ولی باید اعتماد تهیونگ رو کامل جلب میکرد
به هر حال اون به خاطر یه هدفی به تهیونگ نزدیک شده بود درسته؟کوک متعجب به جای خالی جیمین نگاه کرد
جیمین بعد از رفتن برادرش
اونم بسرعت بی توجه به کوک یا سر و وضع نا مرتبش رفته بودکوک موهاشو مرتب کرد و لباشو که از بوسشون خیس بود با استینش تمیز کرد و اونم از اتاقک خارج شد
اولین چیزی که نظرش و جلب کرد جیمینی بود که ناراحت بنظر میرسید و بعد تهیونگی که تو بغل یونگی لم داده بود و با ناراحتی داشت چیزی بهش میگفتیه ابروش و بالا داد و سر جاش نشست انگار هیونگش تو اغوا کردن اون گرگ موفق بوده
به جیمین نگاه کرد و با دیدن لبای پف کرده و قرمزش پوزخندی زد
با یاد اوری رایحه ی فوقالعاده ی وانیلش ناخوداگاه لبخندی زد که سریع جمعش کرد احساس میکرد به اون بو معتاد شدهتهیونگ بعد از اینکه یونگی بغلش کرده بود و دلیل ناراحتیش رو پرسیده بود با احساس ارامش و امنیتی که بغل یونگی بهش داده بود ناخوداگاه صادقانه دلیلش رو بیان کرد
تهیونگ: یونیییی
یونگی همونطور که موهای تهیونگ رو نوازش میکرد جانمی گفت
تهیونگ: من به جیمین گفته بودم که عاشقتم و اون گفت نباید باشم و حالا اون خودش داشت کوک و میبوسید مگه من حق ندارم عاشق باشم؟
یونگی اروم موهاشو بوسید: چرا عزیزم عشق حق همه ی ادماست حتی اگه اون عشق اشتباه باشه
حالا بخواب مسیر طولانیه اذیت میشی

YOU ARE READING
Love Hate
Werewolfچی میشه اگه جیمین و تهیونگ دوتا برادر موقع فرار از نامادریشون به یه دنیای دیگه برن؟ ژانر: امگاورس، اسمات، امپرگ، فانتزی، ماجراجویانه، کمدی کاپل ها: کوکمین، یونته، نامجین