کوک اخم کرد ولی حرفی نزد
این سوک بدون اینکه چیز دیگه ای بگه رفتجیمین:چرا انقدر عجیب غریبه؟ هر چی میگزره بیشتر ازش میترسم
با خودش گفت و در خونه رو بستجین اروم دست نامجون رو گرفت که نامجون بدون نگاه کردن بهش با شدت دستش و پس زد
و باعث ترک عمیق دیگه ای روی قلب جین شدنامجون: من میرم بخوابم شب بخیر
و به سمت اتاق خواب خودش حرکت کردجیمین شاهد پس زده شدن جین بود
جیمین نگاه های غمگین و دل شکسته ی جین رو از وقتی که نامجون اومده بود دیده بودجیمین کنار جین که سرش پایین بود نشست و اروم بغلش کرد: میخوای راجبش حرف بزنیم؟
جین اروم سرش رو به نشونه ی مثبت تکون داد
و هر دو بعد از شب بخیر گفتن به سمت اتاق جین حرکت کردن
جیمین: چه اتفاقی افتاده هیونگ؟
جین به سختی بغضش و قورت داد: نامجون تمام مدت بهم بی محلی میکنه
چشماش از اشک برق زد: هر موقع میخوام لمسش کنم پسم میزنهاولین قطره اشک از چشماش پایین ریخت: اون از وقتی اومده حتی باهام حرف نزده
جیمین سریع جین رو در اغوش کشید و موهاشو بوسید
جین: اون دیگه منو دوست نداره مینییی
با پایان حرفش سیل اشک هاش بودن که صورت زیباش و خیس میکردندجیمین محکم تر جین رو در اغوشش فشرد: نه هیونگ اون هنوزم دوست داره شاید مشکلی پیش اومده چرا باهاش حرف نمیزنی؟
جین اروم از اغوش جیمین بیرون اومد: تا حالا کسی بهت گفته بهترین بغل دنیا رو داری جیم؟
جیمین با لپ های قرمز شده خندید: مرسی هیونگ
جین اشکاش رو پاک کرد: حق با توعه جیمین بجای اینکه ابغوره بگیرم بهتره باهاش حرف بزنم و مشکل و حل کنم
جیمین لبخدی زد و دست جین رو به گرمی فشرد: موفق باشی هیونگ شب بخیر
از اتاق خارج شد
داشت به سمت اتاقش میرفت که صدای بلند دعوا تو یکی از اتاق ها که از وجودش خبر نداشت توجهش رو جلب کرد و نزدیک اتاق شدکوک: شاید تو حسی نسبت به تهیونگ داشته باشی ولی من هیچ حسی جز نفرت به جیمین ندارم بزودی راتم شروع میشه بعد از گزروندنش جیمین و ول میکنم
با حس اینکه یه نفر میخواد از اتاق خارج بشه با سرعت از اونجا دور شد
حتی متوجه نشده بود کی اشکاش پایین ریختننمیتونست نفس بکشه باید میرفت بیرون
نیاز به اکسیژن داشتبا سرعت از خونه خارج شد و با چشمایی که مدام پر و خالی میشد به طرف نا معلومی میدوید
قلبش درد میکرد

YOU ARE READING
Love Hate
Werewolfچی میشه اگه جیمین و تهیونگ دوتا برادر موقع فرار از نامادریشون به یه دنیای دیگه برن؟ ژانر: امگاورس، اسمات، امپرگ، فانتزی، ماجراجویانه، کمدی کاپل ها: کوکمین، یونته، نامجین