با ووت و کامنت وارد شوید!
⋘ 𝑙𝑜𝑎𝑑𝑖𝑛𝑔 𝑑𝑎𝑡𝑎... ⋙قبل خوندن بگم: این طولانی ترین پارت از اول بوک تا اینجاست و جدییی اگه کامنت نزارین و ووت ندین قهر میکنم میرم خونمون دیگه نمینویسم چون شرحه شرحه شدم سر نوشتن این پارت، تازه حتی شرط قبلی هم کامل نکردین!( با اینکه تقریبا مطمئن بودم نمیکنین ولی د پوینتتت ایزززز.. )
حرفای آخر پارت هم لطفا بخونید چون مهمن.اینجوی لاورز 3>
______________________
- October 20 , 2020 -
با حس انگشت هایی روی شونه ش، روی پاشنه پا چرخید و چهره ای رو دید که تقریبا انتظارش رو نداشت.
-هی.. عام.. ببخشید!؟
-هی پسر، عصرت بخیر، چطوری؟ این چند روزه کلا ندیدمت
الیو با خجالت موهاش رو کمی کنار زد و سرش رو تکون داد.
-نمیخواستم بهتون زحمت بدم.. فقط شبا دیروقت میومدم که بخوابم.. باور کنید کل روز دنبال یه کار تمام وقت میگردم و به محض اینکه یه جا پیدا کنم سریع میرم!
زین خندید و دستش رو روی شونه الیو کوبید.
-بچه جون من که گفتم تا هروقت بخوای میتونی بمونی اینجا!
-میدونم ولی نمیخوام زحمت بدم.. بازم ببخشید.
-بیخیال، من یه نظری دارم
-چی؟
زین ابرو هاش رو بالا انداخت و با ناخن انگشت اشاره ش، گوشه ابرو ی راستش رو خاروند.
-من همچنان با اینکه اینجا بمونی مشکلی ندارم چون عمارت مالیک واسه حدودا 200 سال پیشه و اونموقع که ساخته شده، مال پدربزرگِ پدربزرگم بوده و تعدادشون اونقدری زیاد بوده که فکر میکنم اتاق های اینجا هیچوقت تموم نمیشن. هر نسل هم یکبار اینجا رو بازسازی کردن برای همینه که میبینی اینقدر بروز به نظر میرسه.
-جالبه، پس یعنی اینجا از اول مال خودتون بوده؟
-اره.. حالا برمیگردیم به بحث قبلی. تو مطمئنی که حتما میخوای کار کنی و برای خودت جایی بگیری؟چون من بازم میگم، مشکلی با اینکه اینجا بمونی تا هروقت که بخوای ندارم.
-اره اقای مالیک، مطمئنم.
-بیخیال پسرر، اینجا به غیر از بادیگاردا کسی منو مالیک صدا نمیکنه، بهم بگو زین و من بهت یه پیشنهادی میدم. میتونی همینجا کار کنی. آشپزی بلدی؟ یا نگهداری از باغ یا تمیز کاری!؟

YOU ARE READING
•𝙅𝙖𝙣𝙪𝙖𝙧𝙮 𝙨𝙚𝙫𝙚𝙣𝙩𝙚𝙚𝙣𝙩𝙝•𝙕.𝙈•
Fanfiction″اگر مرگ، مارا در این زندگی از هم جدا کرد، عزیزم، قسم به مقدس ترین خدای من که چشمانِ به رنگ خورشیدت باشد، قسم که تمام جهان را زیر و رو میکنم و قسم که بار دیگر و در دنیای دیگر پیدایت میکنم!؛″ •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وارنینگ: روند داستان خیلی آرومه و...