یونگی فردا صبح با خبر رسیدن کانتینر ها وارد اتاق تهیونگ شد.
با اعلام این خبر همگی سریع اماده شدند و به سمت بندر راه افتادند.
به خواسته تهیونگ قرار شد راننده نداشته باشند و جونگکوک رانندگی کنه تا برای تردد راحتتر باشند.
جونگکوک به محض رسیدن به بندر کنار تهیونگ قرار گرفت و دست به اسلحه ... چون پیش بینی هر
حادثه ای رو میکرد.
هرچی نباشه تهیونگ خیلی دشمن داشت!
محموله بزرگ و گرون بود!
و صد در صد رقبا قصد تخریبش را داشتند.
کانتینر با موفقیت تخلیه و چک شد اما وجود چند نفر کارگر مشکوک از نظر جونگکوک پنهان نماند.
سعی کرد در عین محافظت از تهیونگ حواسش رو جمع کنه و عملکردشونو زیر ذره بین بزاره.
بار بدون دردسر جابجا شد و با چک نهایی تهیونگ که ساعت ها طول کشید کار به پایان رسید ....
ساعت حدود ۶عصر بود ...
یونگی پیشنهاد شام گروهی داد.
گروه که نه ... در حقیقت سه نفری!
×جئون بریم بار دوستت!
+ااام بله بریم من مشکلی ندارم در اختیار شمام
-بیخیال یونگی من حوصله بار ندارم.
×بیا بریم دوست جئون خیلی نوشیدنی های خوبی سرو میکنه
جونگکوک به خوبی میدونست قصد یونگی نوشیدنی نیست و صرفا محض دیدن جیمین اصرار میکنه که بریم بار و لبخندی به اصرارهای عجیب مرد زد.
در نهایت یونگی پیروز شد و قرار شد بعد شام همگی باهم برن بار برای ریلکس کردن (به قول خودشون!)
شام در یک رستوران ایتالیایی سرو شد . هرچند تمام حواس جئون به اطراف بود و این از نگاه تهیونگ دور نموند !
ساعتی بعد با سروصدای موزیک وارد بار شدند. باری که جیمین توش کار میکرد حالت بارکلاب داشت و همیشه شلوغ بود .
جیمین با دیدن جونگکوک با ذوق پرید بغلش و مثل همیشه بخاطر جثه ی کوچولویی که داشت پسر براحتی بلندش کرد و سفت تو بغلش فشارش داد.
+چطوری موچی ؟
*خوبم عااح ولی پاره ام از کار .
هردو به شیرینی خنده ای کردند تا چشمش به یونگی افتاد . رنگ نگاه سریع تغییر کرد و اخم ظریفی نگاهش کرد.
×اومدم از نوشیدنی های بی نظیرت دوباره لذت ببرم
*مواظب باش فقط از نوشیدنی هام لذت ببری نه چیز دیگه ام!
و چشمی توی کاسه چرخوند که منجر به لبخند کیوتی از طرف یونگی شد.
حقیقتا جونگکوک دلش برای مرد میسوخت. یونگی نمیدونست داره تو دام چه موجودی میوفته.
جیمین توی روابطش شدیدا بی قید و بند بود و اصلا هیچ رابطه ی جدی ای رو شروع نمیکرد.
معتقد بود عشق و حال توی کل زندگی ارجحیت داره و نباید دست و پای خودتو با روابط جدی ببندی .
YOU ARE READING
BODYGUARD / VKOOK
Romance▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
