p 6

8.1K 666 127
                                        

گیر افتاده بود .
جونگکوک و تهیونگ توی حموم ! دوتایی !
  اونم در حالتی که هردو یه خاطرات احمقانه ای باهم داشتند.
از ناله های اون شبش تا توی وضعیت بلوجاب دیدنش !

اقکار جونگکوک مدام درحال مواخذه کردنش بودند.
"عاااایش چرا اخه باید اصرار کنه بیام اینجا دوش بگیرم ... "

با صدای در سرش رو چرخوند و اون چه که محال بود رو دید.

کیم بدون لباس با یه باکسر مشکی توی تنش داشت به طرفش می اومد.
بدنش کاملا یک رنگ و عسلی طور  بود .
عضلات برجسته ای نداشت اما مشخص بود ورزش میکرد .
رگ های دست هاش برجسته بود و سینه های درشتی داشت .
ترقوه های نازک و قشنگی تنش رو تزیین کرده بود ....
پاهای بلند و کشیده اش توی اون باکسر خودنمایی میکرد و باعث نگاه خیره ی پسر میشد.

جونگکوک نگاهش رو به سختی ازش گرفت و با کمک خودش ، پسر رو کنار وان نشوند ... اروم اروم با دستش اب رو کناره های زخمش میریخت و خون خشک شده رو پاک میکرد .

پسر بیحال نگاهی بهش کرد...
چشم هاش فقط روی زخم تن پسر بود ولی نگاه جونگکوک سعی میکرد جزییات بدن مرد رو فول اچ‌دی به خاطر بسپره!

از رنگ بدن مرد گرفته تا حالت نیپل هاش تا عضله های رون های تیره رنگش و فاک ... برجستگی محو عضوش که سایزش رو به خوبی نمایش میداد...

"نه نه جانگکوک الان وقتش نیست... "

چشم هاش رو روی هم فشار داد تا تمرکز کنه، نباید الان اون رویِ گِی‌طورش بالا میزد ...

-درد داری ؟
+اوه نه .. من ... نه !
-با دوش میشورمت نباید به زخمت آب بزنی
+ااام میشه خودم ... خودم انجامش میدم رییس
-انقدر نگو رییس ... تو حموم هم میگی رییس اخه!

تهیونگ به ارومی دوش اب رو پشتش گرفت و دستش رو روی پوست بدن پسر می‌کشید .
حرکت دست هاش روی پوست بدنش باعث میشد تا پسر نتونه به درستی تمرکز کنه و لعنت بهش!
بدجور داشت میزد به جاده خاکی !

بدنش رو منقبض کرده بود تا واکنشی نده.

به سختی از جا بلند شد و ایستاد.
مرد با تعجب نگاهش رو بلند کرد و با حالت "چیشده" بهش خیره موند. منتظر دلیل کارش بود!

+ااام من بقیشو خودم انجام میدم
-چرا خب؟
+رییس لطفا ...

با عجز و ناله لب زد . دیگه نمیتونست این فضا رو تحمل کنه.
نگاهش روی بدن پسر چرخید و با لبخند محوی باشه ای گفت و از حموم خارج شد .

"عاح من سخت شدم! "

جونگکوک با خودش فکر کرد که این وسط با این درد چیکار کنه چون اصلا و ابدا شرایط خالی کردن خودش رو نداشت .

خواست بشینه تا یکم اروم بشه اما صدای بم مرد  که داشت آهنگ فرانسوی ای رو زمزمه میکرد به گوشش رسید و بدتر از قبل روانش رو بهم ریخت ...
گلوش رو صاف کرد و دستش رو اروم روی عضوش کشید اما دردش به حدی بود که فقط کام شدن میتونست ارومش کنه ... و جونگکوک متاسفانه توی اتاق کیم بود!

BODYGUARD / VKOOKWhere stories live. Discover now