-کوک یادش بخیر یادته رفتیم اون هتل توی سئول؟
کنارش روی تخت نشست و تن خستش رو روی تخت با آهی رها کرد.
یادآوری یکی از بهترین قرار هاشون برای هردو خوشایند بود .
دقایقی چشم هاش رو بست و قرار هتل رو توی ذهنش یادآوری کرد.
+اوهوم خیلی خوب بود ...
تهیونگ هم به طبعیت از پسر، روی تخت دراز کشید و به پهلو برگشت سمتش.
یه پاش رو روی پای کوک انداخته بود و با نرمی انگشتاش صورتش رو نوازش میکرد .
-کوکی ....
+جانم
-وقتی انقدر قشنگی دلم میخواد شب رو جوری بگذرونم که تنت مدام زیرم پیچ و تاب بخوره ...
شوکه از حرفی که زده بود چشم های پسر گشاد شد.
مات و مبهوت به مردمک های خمار مرد خیره شده بود که لباش با لبای گرم تهیونگ قفل شد .
لباش رو محکم روی لبای پسر حرکت میداد و هر لحظه بیشتر از قبل کام میگرفت .
جونگکوک با عشقی که به وجودش تزریق میشد چشماشو بسته بود و غرق توی بوسه بود.
لغزش دست مرد رو روی بدنش احساس میکرد.
از بازوهاش پایین اومد و روی پهلوها نشست...
با هر بوسه ی عمیقش پهلوی پسر رو به سمت خودش میکشید و خودش رو بیشتر به پسر میچسبوند ...
ولع بوسیدنش بیشتر شده بود و زبونش رو هم قاطی بوسه کرده بود به حدی که مابین بوسه هاش زبون پسر رو عمیقاً ساک میزد و به سقف دهنش فشار میآورد.
با فشار دست جونگکوک روی شونه هاش کمی فاصله گرفت و چشمای خمــــــار از شهوتش رو به پسر هدیه داد .
-جونم بیبی؟
صداش خشدار شده بود و این برای جونگکوک بدجوری لذت بخش بود .
+ته میخوام دوش بگیرم ... بیا بریم توی حموم ادامه بدیم ...
-نــــــه همینجــــــا. تو حموم نمیتونم روت بخوابم
با دلیلش جونگکوک بسرعت قانع شد و با چرخشی
روی شکم مرد نشست و دکمه های لباسش رو با دستای لرزونش باز کرد .
با نمود پیدا کردن پوست عسلیش بزاقش رو با صدا قورت داد و با اشتیاق بهش خیره شد.
عضلات سینه اش بزرگ نبود اما فرم گرفته و جذاب بود ...
بازوهای ظریف اما قوی ای داشت...
نیپلاش تیره تر از پوست بدنش بود و همیشه نرم بود .
و وای از ویلاینش ...
وی لاینش به حدی جذاب بود که پسر هربار دوست داشت مارکش کنه تا ردی از خودش به جا بزاره.
لباس مرد رو طرفی پرت کرد و با آرنج هاش دو طرف سر مرد تکیه داد . تهیونگ با حلقه کردن دستاش دور کمر باریک جونگکوک زمزمه وار لب زد:
-خب حالا وقت خوردنِ یه کوکیِ خوشمزه اس ...
+اووه نه ددی!
-ددی؟!
+اوووم ددی ... ددی تهیونگ ....
شنیدن این کلمه از زبون جانگکوک به راحتی میتونست باعث افزایش موج اشتیاق توی بدن تهیونگ بشه ...
YOU ARE READING
BODYGUARD / VKOOK
Romance▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
